سخنرانی ریاست محترم پژوهشگاه و فرهیختگان حوزه تصحیح در همایش مربوط به رونمایی از کتاب گرانقدر اسداء الرغاب
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: جلسه رونمایی از کتاب اسداء الرغاب فی مسئلۀ الحجاب اثر محمدباقر کشمیری
تاریخ: 29/09/1396
سخنرانان: آقایان سید منذر حکیم و لک‌زایی

قسمت اول: سخنرانی آقای سید منذر حکیم
اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، بارئِ الخلائق اجمعین، و الصلوة و السلام علی البشیر النذیر، سیدنا و نبینا و حبیب قلوبنا اباالقاسم المصطفی محمد و آله الطاهرین. ربنا لا تکلنا علی انفسنا طرفة عینا ابدا.
سلام علیکم جمیعاً و رحمة الله و برکاته و تبریک هفته مبارک پژوهش و فرصتی که در اختیار ما قرار داده شده که بتوانیم بعضی از حقوق بزرگان و گذشتگان ما را که در احیای فرهنگ اسلامی ما با تمام وجودشان بیشترین و بهترین آثار را در اختیارمان قرار دادند... . این فرصت را غنیمت می‌شمارم تا در مقدار وقتی که در اختیار بنده هست، روی سه محور برنامه‌ریزی کرده بودم که صحبت کنم؛ یک محور راجع‌به تخصص تصحیح متون و احیاء التراث و یک محور راجع‌به مرکز احیاء التراث که حالا با این کلیپی که پخش شد، کار بنده سبک‌تر شد و آنجا خلاصه‌تر صحبت می‌کنم و بخش سوم راجع‌به خود این اثری که بناست رونمایی شود و ان‌شاء‌الله که بتواند در جامعه ما هم تحولی ایجاد کند. نسبت به بخش اول می‌خواهم از آیه شریفه سوره الم که می‌تواند الهام‌بخش ما در بخش احیاء التراث باشد استفاده کنم:
«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ»
در تفسیر نمونه یکی از وجوه یا مهم‌ترین وجهی که راجع‌به تفسیر این آیه‌ی «عَلَّمَ بِالْقَلَمِ» ذکر کرده‌اند این است که گذشتگان با تدوین آثار علمی خودشان، برای آیندگان می‌آموزند؛ به‌وسیله قلم و کتابت، فرهنگ خودشان و اطلاعات و یافته‌های خودشان را تدوین می‌کنند و به ارث می‌رسد و در نتیجه ارتباط آیندگان با گذشتگان از این راه محقق می‌شود. یک معنای دیگری هم برای «عَلَّمَ بِالْقَلَمِ» می‌شود تصور کرد که اگر کسی قلم به دست گرفت، چگونه قلم آموزگار او می‌شود و به او خیلی چیزها را آموزش می‌دهد که حالا وارد این بحث نمی‌شویم.
بحث احیاء التراث می‌خواهم عرض کنم مظلوم‌ترین تخصصی که در حوزه‌های علمیه ما از قدیم و جدید ... . حالا جدید به‌لحاظ اینکه چون حوزه‌های علمیه درصدد تخصص و ترویج تخصص‌های مورد نیاز بوده و هست، اما هنوز تصحیح، یعنی احیای تراث و تصحیح آثار گذشتگان در حوزه‌های علمیه ما به‌عنوان یک تخصص موردقبول و باارزش امضا نشده است. چندین سال است که ما این اندیشه یا ایده را مطرح کردیم برای مدیریت‌های مختلف حوزه علمیه که چطور می‌شود که تمام علما و بزرگان ما سر سفره این احیاء التراث نشستند و مطالعه می‌کنند و بهره می‌برند و از هر اثری که تصحیح می‌شود بیشترین بهره‌برداری را می‌برند، اما مغفول واقع شده است که این یک تخصص و یک فن است که چندین تخصص را می‌طلبد. حالا آن‌هایی که گرفتار تصحیح و تحقیق متون خطی هستند بهتر حرف بنده را متوجه می‌شوند، نسبت به آن‌هایی که اصلا وارد این حوزه نشدند. خودم وقتی که وارد این حوزه شدم، فکر می‌کردم که خیلی چیزها باید بلد باشم. احساس کردم که باید از صفر شروع کنم، و پیش اساتیدی که صاحب این فن بودند تلمذ کردیم؛ یعنی تلمذ نسخه‌شناسی، نسخه‌یابی، خواندن نسخه‌ها، تشخیص خطوط و بعد استنساخ، بعد مقابله، بعد استخراج و تا آخر مراحل این تحقیق فنی قابل‌قبول و معتبر که حتی آن انتخاب نسخ هم احتیاج به تخصص دارد. انتخاب نسخه صحیح یا انتخاب نسخه اصح از نُسَخ، یک اجتهاد می‌خواهد؛ یعنی برای سطح سه و چهار حوزه‌های علمیه ما، ما این‌قدر کار در این احیای متون داریم که اگر پیشنهاد بدهیم که هر طلبه‌ای که می‌خواهد فارغ‌التحصیل شود، همان‌طور که باید روش تحقیق در پایان‌نامه‌نویسی یا مقاله‌نویسی طی کند، حتما باید یک کار تحقیقی تصحیح متنی را هم پشت سر بگذارد تا با این فن آشنا شود، تااینکه لذت مطالعه کتاب‌های سنگی و خطی و قدیمی را احساس کند و این‌طور نباشد؛ یعنی شاید بعضی از گذشتگان و بزرگان اصرار می‌کردند که حتما این نسخه‌های باحاشیه را طلبه‌ها باید ببینند و بخوانند و اگر این‌طور نباشد سطحی بار می‌آیند، شاید یکی از دلایل‌اش همین است؛ چون با تصحیح متون قدیم، ما راه را برای خواننده هموار می‌کنیم؛ یعنی در پیدا‌کردن منبع راحتش می‌کنیم، در خواندن آن خط، بهترین خط را در اختیارش می‌گذاریم؛ خط درشت و خوانا و برای آن نقطه و ویرگول و فاصله و دونقطه و گیومه و سر سطر و ته پاراگراف و همه این‌ها را مشخص می‌کنیم و دیگر چیزی نمی‌ماند. سفره حاضر و آماده، غذا را میل می‌کند و نمی‌داند که چقدر تلاش شده است که این کتاب از آن نسخه خطی به اینجا رسیده است؛ اما اگر خودش وارد گود شود، در یک استخراج، در یک استنساخ و در یک تصحیح یک متن و انتخاب یک نسخه، آن‌وقت در آنجا خودش را خواهد آزمود که آیا واقعا از لحاظ علمی ادبیاتش در چه حدی‌ست، و اصولش و فقه‌اش و فلسفه‌اش و تفسیرش و فهم و حسن فهمش از مطالب و خیلی از تخصص‌های ریزی که این تخصص‌ها فقط در این کار تصحیح متون خودش را نشان می‌دهد. آن‌وقت می‌توانیم ادعا کنیم که اگر کسی بتواند یک نسخه را از صفر تا صد تصحیح کند، این در حقیقت چندین تخصص را باید طی کرده باشد. یک تخصص نیست؛ یک تخصص در فلسفه یا تخصص در یک علم نیست، بلکه تخصص در چندین علم است.
متاسفانه در حوزه‌های علمیه هنوز بااینکه ما این مطالبه را داشتیم، حالا انتظار داریم از جناب دکتر لک‌زایی که در راس این مجموعه قرار دارند و خودشان هم اهل این فن هستند و لذت این کار را چشیده‌اند، و اهمیت و متانت و مقدار دقت عمقی که لازم دارد و همین‌طور از بزرگان دیگری که می‌توانند این صدای خفته ما را با‌اینکه چندین‌بار نوشتیم و درخواست دادیم، اما متاسفانه این هنوز به‌عنوان یک رشته تخصصی با چندین گرایش مطرح نشده است، و می‌دانید که ارتباط ما در عصر حاضر با گذشتگان، با تراثمان و با آثار گذشتگانمان از چندین لحاظ حائز اهمیت است؛ یعنی کسی که به گذشته‌اش ارتباط ندارد، آینده‌اش بسیار متزلزل و سطحی خواهد بود. الان در همه علوم شما می‌دانید، حتی در پایان‌نامه‌نویسی ما باید پیشینه هر بحثی را دنبال کنیم. در همه علوم اگر کسی تاریخ آن علم را نبیند و یک کتاب را بدون فهم تاریخ آن علم بخواند، فهم او چه‌بسا خیلی سطحی خواهد بود، تا آن کسی که تاریخ آن علم و تاریخ آن مسئله را دانسته باشد و دارد بحث می‌کند. خب اینجا جایش خالی‌ست. این احیای آثار در واقع دارد گذشته را به آینده وصل می‌کند و آینده را به گذشته و متاسفانه ما در اینجا از نعمت قبول این تخصص  به‌عنوان یک تخصص باارزش در حوزه و در دانشگاه ها این تخصص مطرح است. همان‌طور که کتاب‌داری و کتاب‌شناسی تخصص است، تصحیح کتب و تحقیق فنی کتب که تصحیح است، آن هم تخصص است و کتاب‌ها و رساله‌ها در آن نوشته شده است و انسان‌های متخصص و برجسته‌ای در دانشگاه‌ها وجود دارند و در حوزه گاهی این کارها توسط یک فرد انجام می‌گیرد.
خوبی مرکز احیاء التراث و مراکزی مثل آن، این است که تصحیح‌شان گروهی است. این بحث دوم من بود که می‌خواستم وارد آن شوم. امتیاز تصحیح‌های گروهی بر تصحیح‌های فردی این است که آسیب تصحیح‌های فردی خیلی زیاد است؛ یعنی دقت انسان چقدر است؟ ضریب غفلتش چه در تصحیح ادبی، چه در تصحیح لغوی، چه در تصحیح  در سغط عبارات، چه در مقابله بین نسخ تا برویم به آن مقابله نهایی ]زیاد است[. یکی از دوستانمان یک کتابی را که این کتاب نسخه خطی نداشت، حلقات شهید صدر را شرح زده بود و بسیار افتخار می‌کرد که من توانستم کتابی بی‌غلط تحویل بدهم. در لبنان بودیم. این دوره کتابش را به من داد و گفت من خودم و خانواده‌ام شش‌بار این را مراجعه کردیم و دیگر غلطی در آن نیست. اتفاقا من باز کردم، دیدم یک غلط جلوی چشمم سبز شد. گفتم این چیست؟ گفت آخ! در تصحیح گروهی ضریب اطمینان بالا می‌رود و ضریب خطا پایین می‌آید. چرا؟ چون استنساخ را کسی انجام می‌دهد، مقابله را چندین نفر انجام می دهند، یک چشم نیست و چندین چشم است و همین‌طور بعدا تدقیق می‌آید، کسی که استخراج و منبع‌یابی کرده است، یک شخص دیگر می‌آید و آن را مرور می‌کند، خطاهای او را می‌گیرد و یک مرحله بالاتر را طی می‌کند تا آن تدقیق نهایی؛ لذا حسن تصحیح‌های گروهی... ؛ یعنی همین کتاب اگر با یک چاپ دیگر و با تصحیح یک فرد مقایسه شود، شما به‌راحتی می‌توانید ببینید که چطور این کتاب با این تصحیح گروهی، با همین کتاب و همین اسم و همین نسخه با تصحیح فردی در مقابل هم بگذارید، تفاوت چقدر زیاد است. حالا بگذریم از اینکه گاهی در بعضی از تصحیح‌ها عنایت بیشتر می‌شود در مستندسازی اقوال؛ بعضی‌ها می‌آیند فقط آنجایی که عبارتی آمده است، آن را مستند می‌کنند، بعضی‌ها بیشتر همت می‌کنند، اگر قولی، اشاره به قولی باشد آن را هم سعی می‌کنند منبعش را دربیاورند و محقق را در رسیدن به تمام آرا و نظرات و منابع کمک کنند.
بنابراین تصحیح‌های گروهی امتیاز بسیار زیادی دارد که قابل مقایسه نیست، ولی حتی فردی هم قابل ارزیابی‌ست؛ لذا می‌خواهم پیشنهاد قبلی‌ام را تکمیل کنم؛ اینکه مراکز پژوهشی در بخش تصحیح متون، می‌تواند از لحاظ ارزش علمی طبقه‌بندی شود؛ تاریخچه آن‌ها و آثاری که آن‌ها در طول سالیان سال صادر کرده‌اند؛ چون این تصحیح هم حتی قبل از انقلاب هم بود و خیلی از بزرگان و علمای ما این تصحیح‌ها را انجام می‌دادند و هم گروهی و هم فردی‌اش بوده است، ولی بعد از انقلاب موسسات تصحیح متون یا آثار بحمدالله این‌قدر زیاد شده‌اند که خود این مجموعه را شما اگر جمع کنید می‌توانید یک اتحادیه‌ای برای این‌ها در نظر بگیرید و این‌ها این‌قدر زیاد هستند و این‌ها یک واقعیتی هستند که در حوزه علمیه ما وجود دارند، ولی می‌توانیم بگوییم که سربازان گمنام این رشته هستند؛ چون این‌ها آن کسی که اسمش روی کتاب می‌آید فقط و اگر اسمش مثل الان... یکی از آسیب‌های کار گروهی ما همین است که چون در حاشیه می‌آید و در متن نمی‌آید، تلاش آن‌ها گم می‌شود، مگر کسی برود با دقت مطالعه کند و ببیند چه‌کسی چه‌کار کرده است؛ اما در تصحیح فردی، اسم مصحح در آنجا می‌آید و دقیقا از آن مجهول‌بودن بیرون می‌آید. علی‌ای‌حال امتیازهای فراوانی دارد و آسیب‌هایی هم دارد هر کاری. لذا مطالبه ما از حوزه علمیه قم، خصوصا الان که حضرت آیت‌الله اعرافی درصدد تکثیر رشته‌های علمی تخصصی حوزه هستند همین است که این تخصص مثل تخصص ترجمه... . تخصص ترجمه یک تخصص علمی است؛ یعنی گاهی شما می‌بینید یکی شرح تحریرالوسیله می‌نویسد و یکی ترجمه تحریرالوسیله. ارزیابی ترجمه تحریرالوسیله گاهی بیشتر از شرح، وقت و دقت و عمق می‌خواهد؛ چون می‌خواهد همان مفهوم را در کوتاه‌ترین عبارت و نزدیک‌ترین عبارت، یعنی مازاد بر آن فهم باید در اینجا مایه بگذارد. باید ادیب هم باشد، بلیغ هم باشد. در حالی که هنوز در حوزه علمیه ما بحث ترجمه به‌عنوان پایان‌نامه پذیرفته نیست. چرا؟ چون هنوز ارزش این ترجمه در حوزه‌های علمیه ما از لحاظ علمی، خوب روی‌اش کار نشده است؛ در حالی که در دانشگاه‌ها این تخصص، قابل‌قبول است و به‌جاست که این تخصص، قابل‌قبول باشد. لذا این مراکز را می‌شود طبقه‌بندی کرد، از لحاظ ارزش علمی، از لحاظ تکنیک‌هایی که در این مراکز به‌کار رفته و باید تدوین شود.
یکی از مطالبات ما از خود مسئولین مرکز احیا این است که یک محقق که سی‌سال و چهل‌سال در اختیار این مجموعه بوده است و الان تجربیاتی را کسب کرده است، این تجربیات فقط در سینه خودش است و در قلم او این تجربیات هست. این تجربیات هم باید منتقل شود به نسل بعدی که افرادی بیایند پیش او تلمذ کنند و کنار او کار کنند و هم باید این قواعدی که در بخش تصحیح یا مقابله یا حتی استنساخ ـ قبلا که استنساخ بود؛ حالا که مستقیم می‌برند عکس می‌گیرند یا تایپ می‌کنند و مرحله استنساخ تقریبا از بین رفته است ـ تدوین شود. در هر صورت این مجموعه از توانمندی‌ها و تخصص کجا تدوین و ثبت شده است؟ الان ما چند کتاب در معرفی رشته تصحیح و تدوین و تحقیق متون داریم؟ چند کتاب؟ الان شما بخواهید بروید در حوزه‌ها به‌دست بیاورید، چه‌کسی نوشته است؟ در تحقیق مخطوطات چندین رساله کوتاه، ولی بیشتر تجربیات این دوستان است که دارد در اینجا به‌صورت این کتاب شکیل و زیبا و خوب و قابل‌فهم و روان و راحت در‌می‌آید. چه تکنیک‌هایی به‌کار برده شده است تا به اینجا رسیده است؟ فقط به‌تعبیری باید بگوییم سربازان گمنام از لحاظ فن. گمنام‌اند! بله، ما چون در این فن بودیم، می‌دانیم که مثلا آقای زید، آقای عمرو فلان‌کاره است و مثلا اگر کتابی آمد، می‌گوییم این را به آقای فلانی بدهید که ایشان متخصص این بخش از این فن است؛ اما بقیه که نمی‌دانند، و لذا علمش در سینه می‌ماند و بعد هم با خودش می‌برد و به لقاء‌الله می‌رسد، در حالی که باید این به آیندگان برسد. این هم یک نکته مهمی است که فکر می‌کنم خود مرکز احیاء التراث باید روی آن سرمایه‌گذاری کند.
حالا این مرکز احیاء  التراث، بااینکه این کلیپ را دوستان دیدند، ولی من فکر می‌کنم باید یک تاریخچه مفصل از کل تحولات علمی که در این مرکز از بدو تاسیس تا الان شده، سال‌به‌سال و مرحله‌به‌مرحله و مقطع‌به‌مقطع تدوین و ثبت شود؛ هم اسم افرادی که سهیم بودند و هم فنونی که در اینجا به‌کار برده شده است. بالاخره ما برای امت اسلامی یک چیزی را به ارمغان آوردیم که نمی‌دانم الان از لحاظ بودجه، چقدر زمینه فراهم است برای جذب محقق و جذب و تربیت متخصص تا نسل بعد از ما این فن را به‌دست بگیرد؛ یعنی ما نباید بگذاریم یک متخصص بیاید تا پیر شود، تا هفتاد و هشتاد‌سالگی نان این تخصصش را بخورد و بگوییم خیلی خوب، نسل جدید که می‌آید فاصله‌اش با نسل قبل خیلی زیاد می‌شود، درنتیجه یک افتی در حرکت علمی این تخصص به‌وجود خواهد آمد. این هم که باز جای تامل و دقت دارد و ان‌شاء‌الله دوستان مسئول بیشتر توجه کنند.
بخش سوم کتاب. دیگر کم‌کم بحث را ببرم روی بحث تخصصی روی این موضوع. دو سه نکته راجع‌به این کتاب شریف قابل‌طرح است؛ یکی راجع‌به نام‌گذاری این کتاب است. نام این کتاب آیا همین است که روی این کتاب آمده است یا یک نام دیگر دارد و ممکن است با آن نام دیگر عرضه شود؟ حالا آن نام گاهی دهنیت ایجاد می‌کند. موضوع این کتاب برای تثبیت حجاب است، آن‌هم حجاب حداکثری؛ چون خود مؤلف گفته است که بحث نگاه‌کردن به نامحرم جایز نیست و این از مسلّمات شریعت اسلامی است. آن چیزی که الان محل بحث است در این کتاب و چیزی درحدود پانصد صفحه مطلب آمده است، همه‌اش برای یک مسئله از بحث حجاب است: آیا نگاه‌کردن به صورت و کفّین خانم اجنبیه، یعنی خانمی که برای من محرم نیست و آن‌هم بدون لذت و ریبه و بدون اضطرار، مثل مراجعه به دکتر و امثال این‌ها، هیچ‌یک از این‌ها نباشد و حتی برای غیر مورد خواستگاری، یعنی این مواردی که استثنا شده، در غیر این موارد نگاه‌کردن به صورت و دو زن اجنبیه فی‌حد‌نفسه جایز است یا نه؟ چند قول در این هست؛ سه قول نقل می‌کنند و قولی که ایشان انتخاب می‌کند و از آن دفاع می‌کند، قائل به حرمت می‌شود، به‌تبعیت از علامه حلی و فرزند او فخرالمحققین. می‌فرماید که من فقط روی این بخش دارم این تحقیق را انجام می‌دهم، وگرنه نگاه‌کردن با لذت و با ریبه و با شهوت قطعاً حرام است، نگاه‌کردن به فراتر از قرص وجه و کفّین هم مسلّم حرام است و بنابراین در این قلمرو داریم بحث می‌کنیم، خب این می‌شود یک حجاب حداکثری. دیگر بقیه مسائل حجاب، اینکه پوشش باید چگونه باشد، این را بحث نکرده است. به‌خاطر اینکه بعضی از علما آمدند گفتند این کراهت دارد یا جایز است، یا نگاه اول اشکال ندارد و نگاه دوم اشکال دارد، ایشان همان نگاه اول را اگر اختیاری باشد و عمدی...؛ اما اگر نگاه غیراختیاری باشد و غیرعمدی باز آن خارج از بحث است. تمام این پانصد صفحه روی همین یک نقطه می‌چرخد.
خود ایشان اسم این کتاب را گذاشته‌اند اسداء الرغاب. جناب آقای اسدعلیزاده اسداء الرغاب را معنا کرده‌اند. حالا من فارسی‌ترش کنم. ایشان درصدد آن بوده است که بگوید من برای این مسئله تمام آنچه دل تنگ شما می‌خواهد، از ادله، آیات، روایات و اجماع و دلیل و عقل، همه را استقصا کرده‌ام و چیزی را فروگذار نکرده‌ام. این مطلب را ایشان می‌خواسته بگوید. اسم را این‌گونه انتخاب کرده است: «اسداء الرغاب بکشف الحجاب عن وجه السنة و الکتاب باثبات تستّر علی النساء و الاحتجاب». تقریباً یک سطر عنوان این کتاب است. باز در خود نسخه آمده، این اسمی که اینجا انتخاب شده اسم مختصر این کتاب  است که در روی خود این نسخه بوده است؛ یعنی بین آنچه که در مقدمه ایشان آورده است، ولی این گویای همان است: اسداء الرغاب فی مسئلة الحجاب. بعضی‌ها آمده‌اند این اسم اصلی را بریده‌اند و نوشته‌اند اسداء الرغاب بکشف الحجاب. معنا کاملاً وارونه می‌شود: بکشف الحجاب. ما می‌خواهیم کشف حجاب نکنیم، در حالی که این کشف حجاب، منظور کشف حجاب از دلالت‌هایی که آیات و روایات بر مطلب ما دارد. ما کشف حجاب می‌کنیم؛ یعنی می‌خواهیم تمام دلالت این آیات و روایات را به‌خوبی به شما نشان دهیم. نمی‌خواهیم کشف حجاب از زنان کنیم. این یک مشکلی که در بریده‌کردن اسم... این یکی از نکات فنی است که معمولا به‌‌خاطر کم‌دقتی، افراد در آن می‌افتند؛ لذا می‌گوییم این فن و تخصص، تخصص ساده‌ای نیست؛ یعنی چه‌کسی متوجه این می‌شود؟ می‌گوید آقا من نصف این اسم را خواستم بردارم! خب این نصف، موجب رفتن به نقض‌غرض شد. این یک معضل در اینجا به‌وجود می‌آورد و اگر کسی چنین اسمی را ببیند، زود ذهنش به این سمت می‌رود که این بحث راجع‌به کشف حجاب است؛ نه آقا! راجع‌به اثبات حجاب است نه کشف حجاب. حالا با تأویل باید بگوییم که می‌خواهد با آن کشف حجابی که در ذهن ما فارسی‌زبان‌ها هست مبارزه کند، ولی اسداء الرغاب با آن نمی‌سازد.  اسداء الرغاب می‌گوید هرچه می‌خواهی من در اختیار تو گذاشتم در این زمینه. در هر صورت راجع‌به انتخاب اسم همین‌قدر بس است که اهمیت انتخاب اسم و انطباق اسم بر مسما یکی از مسائل مهم است.
بحث دومی که اینجا  بیشتر ذهنم را جلب توجه کرد، روش و اسلوب مؤلف است که کمتر روی روش مؤلفین و محققین ما کار می‌شود؛ چون کم‌تر کار می‌شود، من می‌خواهم کمی روی روش زوم کنم و با دوستان، بیشتر در اینجا وقت بگذاریم. می‌دانید در هر بحث علمی روش، تعیین‌کننده است. حتی در بحث تصحیح و تحقیق، روش تحقیق می‌تواند برای محقق و مصحح طاقت‌فرسا و جان‌کاه باشد و می‌تواند به‌گونه‌ای باشد که کار را خیلی راحت و روان کند. در مباحث علمی هم یک محقق می‌آید که این‌قدر کر و فر دارد که شما بعد از مطالعه، در آخر متوجه نمی‌شوید که نظرش چیست؛ اما اگر یک محقق ذهنش نظم داشته باشد، مطالب و مباحث را طبقه‌بندی کند و مشخص کند که ورود و خروج به مبحث چگونه باید باشد، آنجا خیلی راحت...؛ مثل همین کتاب که خیلی فنی و محققانه ورود و خروج داشته است در بحث و اثبات مدعای خودش. مدعای او این بوده که برای ثابت‌کردن حرمت نگاه‌کردن به صورت و دو دست زن اجنبیه، بدون تلذذ و ریبه، چه آیات و روایاتی دلالت دارد یا چه ادله‌ای. ایشان رفته است روی ادله اربعه: کتاب، سنت، اجماع و عقل. در بحث کتاب استقصا کرده و تقریبا هیچ آیه‌ای را فروگذار نکرده است. همه آیاتی را که به‌نوعی، حالا یا به‌اطلاق یا به‌عموم و یا هر روش دیگری ـ که حالا وارد جزئیات نمی‌شوم ـ وارد شده و دلالت آن آیات را بر حرمت نگاه‌کردن، در محل بحث‌مان را آورده است و در آیاتی که اینجا در فهرست هم مشخص شده است، هشت آیه را ـ در حالی که معمولاً برای اثبات حجاب یکی دو آیه را می‌آورند ـ استقصا کرده، سه آیه هم مؤید آورده است که می‌شود سیزده آیه. بعد رفته است سراغ روایات. روایات را طبقه‌بندی کرده است به بیست گروه. بیست طایفه از روایات را که دال بر حرمت باشد آورده و بعد رفته است سراغ اجماع و سراغ عقل که شش وجه عقلی برای اثبات حرمت که بحث فلسفه تشریع و اهداف تشریع و امثال این‌ها، بحث علل و کلاً آن خطوط کلی شریعت اسلام برای رسیدن به مقاصد عالیه جامعه اسلام، همه را در نظر گرفته و ظاهرا دیگر چیزی را فروگذار نکرده است. بعد رفته است سراغ ادله مخالفین؛ یعنی مجوزین نظر. از متأخرین هم که الان جامعه ما در حقیقت روی همین دارد می‌چرخد. در آنجا ایشان آمده است تمام ادله مجوزین نظر، یعنی مخالفینش را که هشت دلیل بوده، همه را استقصا کرده و در حقیقت این هشت وجه را رد کرده و خلاصه ما را به اینجا رسانده است که گفته این‌‌هایی که تصور کرده‌اند این روایات اجازه می‌دهد، این برای نگاهی است که اتفاقی می‌افتد یا عند الضرورة است؛ چون روایاتی که می‌آورند این است که فرض کنید زلزله آمده و بعد خانمی را که درمی‌آورند در یک شرایطی است که ما مجبوریم او را از زیر آوار دربیاوریم. می‌گوید خب این روایت طوری است که داد می‌زند این شرایطِ خاص است. مدعای ما این بود که در غیر این شرایط، نگاه‌کردن چه حکمی دارد؛ لذا این روایاتی که شما می‌آورید اخص از مدعاست و مدعا را به‌هیچ‌وجه ثابت نمی‌کند و در نتیجه ادله اثبات‌کننده حرمت، قوی و ادله مجوز، ضعیف و باطل یا معارض دارد و در نتیجه می‌ماند روی موضع حفظ حرمت نگاه‌کردن و به این ترتیب ایشان از مدعیان و مدافعان حجاب حداکثری است و به این ترتیب، درحقیقت یک متن علمی و دقیق و فراگیر و با تمام منابع علمی قابل‌قبول و قابل‌استفاده ]است[. حالا بگذریم از سلاست اسلوب، بلاغت در بیان و ادبیات زبان عربی بسیار روان که به‌درد زمان معاصر هم می‌خورد؛ یعنی یک جوان عصری ما خیلی راحت می‌تواند این کتاب را بخواند و لذت ببرد. دقت علمی‌اش هم دقت بسیار بالایی است.
امیدواریم که مرکز احیا و فرهنگستانمان و تمام حوزه‌های علمی ما حداکثر استفاده را از این اثر مبارک ببرند. ان‌شاء‌الله که خدا از همه عزیزان قبول کند و توفیق روزافزون و بیشتری را به همه ما و شما عنایت کند. و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.


قسمت دوم: سخنرانی دکتر لک‌زایی
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطیبین الطاهرین المعصومین.
امشب قرار بود که از بخش کلامی موسوعه کاشف‌الغطاء رونمایی بکنیم، ولی به‌نظر رسید با کثرت جلساتی که در این هفته داشتیم، حق آن موسوعه و دوستانی که زحمت کشیده بودند برای آن موسوعه ادا نشود؛ لذا با حاج‌آقای اسدعلیزاده صحبت کردیم و گفتیم که این را بگذاریم برای دو سه هفته آینده که ان‌شاء‌الله اطلاع‌رسانی خواهد شد. آن موسوعه را دوستان زحمت کشیدند، منتشر شده و آماده است، ولی ان‌شاء‌الله در دی‌ماه اگر خدا توفیق دهد، به‌شکل باشکوهی برنامه رونمایی از آن موسوعه برگزار خواهد شد، به‌نحوی که ان‌شاء‌الله تا بتوانیم، حقش را ادا کنیم. اگر کسی به‌هرحال دنبال آن مطلب است در جریان باشد؛ خصوصا کسانی که به‌شکل زنده این برنامه را دارند می‌بینند و صدای ما را می‌شنوند، اینکه تغییر پیدا کرده است به کتاب اسداء الرغاب فی مسئلة الحجاب، دلیلش این است. این کتاب هم البته از تازه‌های نشر همین مرکز احیای آثار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و داغ داغ است و خلاصه این هم همین هفته آمد.
جا دارد من برحسب وظیفه تقدیر و تشکر کنم از همه دوستانمان در مرکز احیای آثار؛ محققان، پژوهشگران، اعضای محترم هیات علمی، شورای محترم پژوهشی، کارکنان و کارشناسان. من این‌طور فکر می‌کنم که در پژوهشگاه، بااخلاص‌ترین نیروهای ما علی‌القاعده در همین مرکز هستند، یا بااخلاص‌ترین‌ها را به‌شکل قدرمتیقن می‌توان گفت اینجا هستند. چرا؟ چون کسی که دارد کار احیا می‌کند و کار تصحیح و تحقیق را انجام می‌دهد، زحمت بسیار زیادی می‌کشد که همان‌طور که حاج‌آقای حکیم هم فرمودند، گاهی واقعا از زحمت تألیف بیشتر است، اما درنهایت روی جلد اسم خود نویسنده می‌آید؛ یعنی شما این‌همه زحمت کشیدید و به‌اندازه متن، تعلیقه و مقدمه و پاورقی زدید، ولی درنهایت شما می‌نویسید که نویسنده: کشمیری دیگر؛ یعنی به‌نام نویسنده است دیگر. اسم این اثر هیچ‌گاه به‌نام مصححش خوانده نمی‌شود، و همین‌طور موسوعه کاشف الغطاء و موسوعه‌های دیگر را که دوستان کار کردند، بعد از ده‌سال، پانزده‌سال، بیست‌سال که کار به‌ثمر رسیده، نام خود نویسنده پشت جلد می‌آید و کس یا کسانی و تیمی که این‌همه زحمت کشیدند، این‌ها نامشان در مقدمه اثر می‌آید که فلانی این کار را کرد و فلانی این کار را. بالاخره این اخلاص و تواضع است دیگر. این به جنبه‌های معرفی کار در میان دوستان ما هم سرایت کرده است؛ یعنی وقتی یک اثری چاپ می‌شود، تا بگوییم این اثر می‌خواهد چاپ شود و باید معرفی‌اش کنید، خیلی سختشان است؛ یعنی همین جلسه امشب را من گفتم آقا من اطلاع‌رسانی اصلا ندیدم. اصلا حتی در سایت پژوهشگاه هم اطلاعیه مراسم امشب نیامده است؛ یعنی از بس دوستان ما اخلاص‌شان بالاست، یک تبلیغی یا اطلاعیه‌ای در یک گروهی، کانالی، جایی داده نشده است. این همان اخلاص است که در واقع به حوزه اطلاع‌رسانی هم سرایت کرده است.
به‌هرحال واقعا جای تشکر دارد. من به سهم خودم قدردان زحمات دوستان هستم. می‌دانم که واقعا کارهای طاقت‌فرسایی می‌کنند و زحمت می‌کشند. در آن‌موقع که من روضة‌الانوار عباسی را کار می‌کردم، چندماه یک لغتش را هرکاری می‌کردم نمی‌فهمیدم؛ یعنی جور نمی‌شد. «ارزش» می‌خواندم، می‌دیدم معنا غلط می‌شود. بعد هرچه هم خواستیم که طور دیگری بخوانیم به ذهنمان نمی‌رسید. در آخر فهمیدیم که این «از رش» است؛ یعنی این حالا کجا خودش را نشان می‌دهد؟ جایی خودش را نشان نمی‌دهد! طرف بالاخره می‌خواهد کتاب را بردارد بخواند دیگر. این باید روان بخواند، برود تا آخر. این که حالا فرمودند این کتاب، تازه تک‌نسخه هم هست. تک‌نسخه که باشد کار سخت می‌شود؛ چون اگر دو نسخه، سه نسخه، پنج نسخه و ده نسخه باشد، بالاخره شما نسخه‌های مختلف را نگاه می‌کنید و کمکتان می‌کند، ولی تک‌نسخه که هست، شما وقت‌ها سر یک لغتش باید ...؛ چون می‌خواهی وفادار به متن باشی و همان‌چیزی که مؤلف نوشته است، و الّا نمی‌خواهیم که کتاب جدیدی بنویسیم.
این شبهاتی که اخیرا در باب مسئله حجاب در جامعه ما در سال‌های اخیر مطرح شده بود، ایجاب می‌کرد که دوستان ما کاری انجام  دهند و همان‌طوری که معمولا آثاری که در مرکز احیای آثار انجام شده یک فلسفه‌ای پشت آن هست و یک اهدافی بوده، این کتاب هم طبیعی است که در همین فضاست؛ یعنی در حالی که کتاب‌های مفصلی علیه حجاب نوشته می‌شود، ایجاب می‌کرد که یک کتاب مفصلی هم له حجاب نوشته شود. دشمن روی برخی از نهادها به‌طور خاص کار می‌کند برای فروپاشی جامعه اسلامی؛ یکی نهاد خانواده است، یکی نهاد تعلیم و تربیت است، چه در غالب مدرسه و چه در غالب دانشگاه‌ها و یکی هم مسجد است. همان‌طور که بعضی از بزرگان هم فرمودند، این سه نهاد رمز بقای ماست؛ یعنی اگر بتوانیم نهاد تعلیم و تربیت و مدرسه و دانشگاه را اسلامی داشته باشیم، مساجد ما فعال و پویا باشند و خانواده، خانواده اسلامی باشد. مسئله حجاب مربوط می‌شود به حوزه خانواده و حفظ، سلامت و امنیت خانواده. مهم‌ترین فلسفه حجاب بحث امنیت خانواده است. اگر بخواهیم خانواده‌ها دچار فروپاشی نشوند، بالاخره باید حریم‌ها حفظ شود و چون کانون خانواده در اسلام مهم بوده، بر این نکته تاکید شده و امروز هم ما بر این نکته تاکید می‌کنیم. این تلاش و زحمت مشکور باد.
دوستان ما الحمدلله در فضای جدید که بحث قطب‌ها مطرح شده است، قرار شد که ان‌شاء‌الله برنامه راهبردی ده‌ساله و حداقل پنج‌ساله خودشان را ناظر به این مسایل ارائه کنند، در ادامه همان کارهایی که داشتند؛ یعنی اگر تا الان بحث احیاهای موضوعی را داشتیم، باز هم احیاهای موضوعی را ان‌شاء‌الله خواهیم داشت، منتها بر محوریت این مسائلی که در قطب‌ها هست. در قطب‌ها یکی از مسائل همین بحث خانواده است که ما حتی اولویت یکی از پژوهشگاه‌هایمان را هم بر بحث خانواده متمرکز کردیم؛ یعنی الان پژوهشکده الاهیات و خانواده را که در اصفهان تاسیس کردیم و به‌عبارتی مرکزی که آنجا بود ارتقا پیدا کرد و اسم آن هم تغییر پیدا کرد و تبدیل شد به پژوهشکده الاهیات و خانواده، با اولویت خانواده در پنج‌ساله آینده؛ یعنی گروهی که در آنجا به‌عنوان گروه اولویت‌دار، قرار شد گروه فعالی باشد و به‌لحاظ هیات علمی و پروژه‌ها قرار شد فعال باشد، همین گروه خانواده بود. این کتاب الان در این حوزه است و امیدواریم که بعضی از کارهای دیگری که دوستان در همین مرکز احیا دارند هم مربوط به همین حوزه می‌شود و امید.اریم در پروژه‌های آتی هم باز به بحث خانواده توجه شود.
یکی دیگر از میزها، بحث میز نظام سیاسی اسلام است. با دوستان قبلا هم صحبت کرده بودیم که اگر بعضی از پروژه‌های موضوعی، به مباحث مربوط به حوزه سیاست و حکومت و جهاد و عدالت و امنیت ـ چون یک میز دیگر دوباره عدالت و مسائل اجتماعی است ـ در این بحث‌ها...؛ چون آن‌موقع که باز من کار می‌کردم، ما کتاب‌ها و رساله‌های جهادی بسیار زیادی پیدا کردیم؛ مخصوصا مربوط به دوره قاجاریه و دوره صفویه. حالا احتمالا در دوره‌های مختلف این‌ها باشد. ما امروز در شرایطی به‌سر می‌بریم که این تکفیری‌ها واقعاً آبروی جهاد و مباحث جهادی را با این کارهایشان برده‌اند. نیاز هست یک کارهایی انجام شود که آن دیدگاه‌های اهل‌بیت و مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام در حوزه جهاد و مباحث متعلق به جهاد، این‌ها ارائه شود. فکر می‌کنم در حوزه متون خیلی در این جهت قوی و غنی هستیم. بحث‌های مثلاً رساله‌های ولایت فقیه، بحث‌های مربوط به حوزه عدالت و عدالت اجتماعی که باز مورد نیاز است، مباحث مربوط به حوزه کلام، برای قطب تعمیق ایمان دینی، این‌ها را حالا خود دوستان بررسی بکنند ببینند در... و هم موسوعه‌ها با توجه به موسوعه‌های فقهی که کار شد. کاشف‌الغطاء که بخشی از آن کلام است، بخشی فقه است و بخشی مسائل اجتماعی. ان‌شاء‌الله در موسوعه‌های بعدی قرار شد که برخی فیلسوفان و حکمای کیدی و اصلی هم مورد توجه قرار بگیرند؛ مثل فارابی که قرار شد باز جلسه هفته قبل هم که من جلسه‌ای با وزیر علوم داشتم دوباره این بحث را مطرح و پی‌گیری کردیم و با آن رییس کمیسیون علوم انسانی عطف هم صحبت کردیم و طرح را امروز برای آن‌ها هم فرستادیم و قرار شد با همکاری آن عزیزان این موسوعه فارابی ان‌شاء‌الله به‌شکل خوبی کار شود که الان دوستان دارند نسخه‌شناسی‌اش را به‌خوبی انجام می‌دهند. اگر بتوانیم مثلاً موسوعه خواجه نصیرالدین طوسی را با همکاری دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی پی بگیریم، فعلاً به آن‌ها نامه نوشته‌ایم و اعلام آمادگی کردیم و گفتیم اگر آمادگی داشته باشند، ما می‌توانیم این کار را انجام دهیم و حالا بعضی پروژه‌های دیگری که دوستان دارند.
می‌خواهم بگویم که مرکز احیای آثار ما کم از آن پژوهشکده‌هایی که تولید دانش می‌کنند نیست، که با این کارهای خوبی که انجام دادند، بلکه با توجه به نوع نویسندگان این آثار، در بعضی از قسمت‌ها از آن‌ها جلوتر هستند؛ یعنی کاری که آمده ارائه شده، به لحاظ ارزش علمی که دارد، مثلاً شما یک تحقیقی که در حوزه حجاب انجام می‌دادید، با این کاری که مرحوم آیت‌الله کشمیری انجام دادند، با این تفصیلی که وارد شده و با این توجهی که به ادله اربعه دارد، این یک کاری است که اگر تحقیق می‌خواست انجام شود، بعید بود از این. حالا تازه یک عالم درجه‌یک مثلاً اگر بیاید و یک این‌چنین وقتی را بگذارد.
به‌هر‌حال برای همه شما آرزوی توفیق می‌کنم و تشکر می‌کنم از این زحماتی که کشیدید و می‌کشید. ان‌شاءالله این‌ها همه ذخیره قبر و قیامت و آخرت همه ما شود و باعث شود که اهل‌بیت علیهم‌السلام شفاعت ما را بکنند و شفیع ما بشوند و روز قیامت ان‌شاء‌الله مورد توجه و عنایت ویژه اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام قرار بگیریم. خدایا چنان کن سرانجام کار/ تو خشنود باشی و ما رستگار. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.


 
 
امتیاز دهی
 
 

بيشتر
[Control]
تعداد بازديد اين صفحه: 61
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)


مجری سایت : شرکت سیگما