معرفی علامه و آثار کلامی ایشان زندگی نامه علامه کاشف الغطاء و معرفی آثار کلامی ایشان شامل مختصری از زندگی نامه، فعالیت های علمی، مبارزه و آثار و ...

زندگی نامه علامه کاشف الغطاء و معرفی آثار کلامی ایشان

شرح مختصری از زندگی نامه علامه کاشف الغطاء
علامه آیت الله شیخ محمد الحسین کاشف الغطاء (قدس سره) از تبار علامه بزرگ شیخ جعفر کاشف الغطاء و از خاندان دانش و فضیلت بود. در سال 1294ق در نجف اشرف متولد شد و در سال 1373ق وفات یافت.او در محضر بزرگانی چون سید محمد کاظم یزدی(1312ق تا 1337ق) ، آخوند خراسانی (1312ق تا 1329ق)، آقا رضا همدانی، میزرا محمد تقی شیرازی و ... فقاهت را آموخت و از ملازمان و معتمدان مرحوم سید یزدی شد و پس از رحلت او به همراه برادرش (شیخ احمد) وصی وی شد.  علامه در حوزه دانش علاوه بر فقه و اصول ، حکمت ، کلام و فلسفه را نیز فرا گرفت.
تدریس و مرجعیت
علامه کاشف الغطاء پس از ارتحال استاد بزرگوارش آیت الله سید محمد کاظم یزدی، بنا به درخواست مقلدین رساله های سوال و جواب عربی، زاد المقلدین، مناسک حج، وجیزة الاحکام، حاشیه بر عروة الوثقی و... همچنین وی ، تا پایان عمر با عزت خویش هماره تکیه بر مسند تدریس داشت و جمعی از بزرگان را از سعه علمی- شخصیتی خود بهره مند می کرد
پژوهش و نگارش
درحوزه پژوهش و نگارش از زمره عالمان پرکاری بود که با کتاب أنس و الفتی خاص داشت. نخستین نگارش وی کتاب العبقات العنبریه فی طبقات الجعفریه با موضوع تاریخ نگارش خاندان کاشف الغطاء است. حاصل ورود او به تالیف و تحقیق موضوعات مختلف در عرصه های گوناگون علمی، موسوعه سترگ کاشف الغطا در 3مجموعه مستقل از هم است که در ادامه، مطالبی در باره نوشتار کلامی و گستره آن خواهد آمد . شاید به توان ادعا کرد تنها نکته کاملا مشهود در بخش وسیعی از آثار علامه کاشف الغطا دغدغه های فکری _ اجتماعی است که وی را جزو عالمان بیدار مصلح قرار می دهد.

خطابه و ادب

علامه کاشف الغطاء، «خطیبی بلیغ» بود و مقامات علمی و منصب مرجعیت را همساز با ارائه خطابات موثر می دانست . از این رو ، بخشی از راه آوردهای علمی او حاصل خطابه هایی است که در مناطق مختلف جهان اسلام ایراد فرمود . ایشان از خاندان ادب و بلاغت بود . شعر او سرشار از نوع آوری، تخیل و ... بود و بی تردید از شاعران معاصر زمانه خود به شمار می آمد. نثر ادبی او نیز فاخر بود و با نگاشته های ادبی معاصر عرب رقابت داشت.
جهاد سیاسی
علامه کاشف الغطاء همواره در خط مقدمِ جهاد و مبارزه مجاهدین این عرصه قرار داشت. ایشان در دفاع از کیان اسلام نقشی موثر را ایفا می کردند. حضور پررنگ در مسایل داخلی  عراق ، از جمله قیام ملی 1395 م؛ فعالیت پرشور در ارتباط با اشغال فلسطین و ظهور صهیونیسم در منطقه؛  فتاوای جهادی؛  خطابات و مکتوبات تحلیلی و تاثیر گذار؛ حضور فعال در کنگره های مربوط به فلسطین از جمله کنگره جهانی قدس شریف در سال 1931 م (که به دعوت مفتی فلسطین برگزار شد و شرکت کنندگان این کنگره نماز عشا را به امامت علامه کاشف الغطا اقامه کردند و ایشان بعد از نماز خطبه ای آتشین و متقن ایراد کردند ) و تعقیب بی وقفه مسایل مختلف جهان اسلام با حساسیتی خاص، به ویژه در ارتباط با مسایل ایران  از جمله فعالیت های سیاسی او به شمار می آید.
دیدگاه های اصلاحی
علامه کاشف الغطاء، از مصلحان برجسته جهان اسلام و تشیع است . ابعاد گوناگون حیات علمی _ عملی او را از منظر اصلاحی می توان دید و ارزیابی کرد . نگاشته هایی چونان تحریر المجله، به قصد تکمیل فقه سنتی و ارتقای آن به فقه تطبیقی _ مقارن انجام گرفت. هم چنین دیدگاه های وی در وحدت اسلامی و تقریب جوامع مسلمان در آثار گوناگون او ظهور و بروز یافت . در ارتباط با پاره ای از خرافات و نابسامانی های مذهبی _ اجتماعی نیز به خطابه ها ، مکتوبات و اقدامات عملی پرداخت. در مجموع،دیدگاه ها و اقدامات اصلاحی او فصل مفصلی را در تحلیل آرا و شخصیت ایشان به همراه دارد.
سفرها و دیدارها
علامه کاشف الغطاء، حدود سه سال ( 1329-۱۳۳۱ق) در سوریه، لبنان و مصر رحل اقامت گزیدند. این اقامت در شناخت او از وضعیت جهان عرب و اسلام آن روزگار تاثیر بسزایی داشت ، همچنین پاره ای از مراودات با شخصیت های علمی _ ادبی منطقه را برای او فراهم کرد. از آن پس نیز سفرهای متعددی به فلسطین ، ایران ، لبنان ، پاکستان و ... داشت . که در این سفرها ملاقات های علمی و نیز دیدار با شخصیت های سیاسی _ اجتماعی آن کشورها اتفاق می افتاد.


موسوعه کاشف الغطا
به جهت مجلدات زیاد این موسوعه بنا شد آثار ایشان در سه مجموعه مستقل کلام (به همراه دو مدخل در 14 مجلد)، فقهی(۲۰ مجلد) و متفرقات(سیاسی، تاریخی، ادبی) (۱۶ مجلد) ارائه خواهد شد که بحمد الله مجموعه کلامی به زیور طبع آراسته شده و دیگر مجموعه ها نیز انشاء الله در سالهای آتی به چاپ خواهد رسید.
مروری برآثار اعتقادی، کلامی و فلسفی علامه محمد الحسین کاشف الغطا
 
علامه شیخ محمد الحسين آل كاشف الغطا( در جهت گسترش و تثبیت فرهنگ و معارف اهل بيت(ع)، در حوزه نجف تحولات نوينی را در روش‌ها و شيوه‌هاي عرضه علوم ديني ايجاد كرد و با توجه به اين كه حوزه عمدتا بر فقه و اصول استوار بود روش تازه‌اي در پيش گرفت و جايگاه مناسب‌ تري را براي علم كلام و فلسفه در حوزه آموزشي نجف ايجاد كرد. ایشان علاوه بر بکار گیری شیوه های نوین، با قلم و بیان خویش در عرصه های مختلف علمی، دینی، اجتماعی، فرهنگی ، سیاسی به فعالیت پرداخت.
وی هماره با انحرافات و بدعت های مذهبی وهابیت، بهائیت، مسیحیت، و مادی گراها و دفع شبهات آنان به مبارزه برخواست، وآثار مبارکی از خود به یادگار گذاشت که مجموعه کلامی از جمله آنهاست.
1. الدين والإسلام أو الدعوة الإسلاميّة
شکل‌گيری و نگارش این اثردر نيمه نخست سال 1328هجری قمری در دفاعی از اعتقادات اسلامی در مقابل حجمه‌های مستشرقان و مستبشران و دلباختگان به پيشرفت‌های حاصل شده در علوم تجربی روز و نظريات فلسفی وقت انجام یافته است.
علامه کاشف الغطا با بيان نكاتى، انگيزه تأليف را چنين توضيح مى‏دهد:
نكته اول: نشو و نماى اعجاب‏انگيز اسلام كه در يك و نيم قرن، به شرق و غرب عالم گسترش يافت، با پيوند علم و عمل از يك‏سو و همكارى شمشير و قلم از سوى ديگر، ممكن شد كه به منزله دو بال بوده‏اند.
نكته دوم: شرافت هر ملتى به حفظ استقلال و گسترش افكار و رشد معارف و دفاع از ناموس دين و اصول سعادت است. شريف كسى است كه به امتش خدمت كند و نامش جاودانه گردد.
نكته سوم: يافتن عاملى كه انسان را به تحصيل آن سعادت تشويق كند، چيزى جز تحكيم عقايد حق و عارى از هرگونه انحراف و خرافه و جز رسوخ ايمان به مبدأ و معاد نيست. به نظر مؤلف يگانه عامل ضعف مسلمانان، ضعف اعتقادى آنان است كه از دلبستگى به دنيا و نفوذ روح غربى در ميان آن‏ها سرچشمه مى‏گيرد. سرّ نفوذ اين روح خبيث، سكوت مصلحان و قيام نكردن آنان و سكوت آمران به معروف و ناهيان از منكر است.
نكته چهارم: اشتغالات عمده مؤلف در اين مقطع از زندگى به دو علم و فن «ادبيات و بيان» به منظور تهذيب بيان و لسان در نظم و نثر، و ديگرى «حكمت نظرى و فلسفه روحى» به منظور توسعه فكر در معارف الهى.
نكته پنجم: در آثار به جاى مانده از حكماى راسخ و عرفاى شامخ انديشه كردم و ضمن استفاده فراوان دريافتم كه آثار آنان براى برخى انسان‏ها مفيد است؛ چون به صورت نقض و ابرام است و براى عموم مفيد نيست و بخش ديگرى از آثار مختصر فقط به متون عقايد پرداخته، بدون بيان دلايل و براهين آن‏ها. هيچ كدام از دو گروه آثار غرض را تأمين نمى‏كند؛ چون دسته اول، مردم را دچار شبهه مى‏كند و دسته دوم، مردم را مقلد نگاه مى‏دارد.
به نظر مؤلف علت نفوذ غربى‏ها، استوار نبودن روش قيام رهبران بوده است؛ به‏طورى كه هم اقناع كند و هم ايضاح، هم تسهيل كند و هم افصاح، تا عقايد در نفوس جاى گيرد. سپس علاقه خود را به تقديم جزوه‏اى در اصول اسلامى و نواميس نخست بشرى كه هر شريعت و دينى بر آن مبتنى است، ابراز مى‏كند تا در فصولى ارائه دهد. او خدا را شاهد مى‏گيرد كه به منظور ايراد و ايجاد فتنه و فساد اقدام به اين تأليف نكرده، بلكه قصدش جمع است، نه تفريق، تا فِرَق مختلف با يكديگر الفت پيدا كنند.
هنگامي که کتاب الدين والاسلام منتشر شد، مؤلف آن را براي تعدادي از صاحب نظران ارسال کرد و با نقد‌هايي روبرو شد که بسياري از محتواي کتاب المراجعات الريحانية درباره نقد الدين والاسلام است که توسط احمد امين و انستانس کرملي مدير مجلة لغة العرب انجام گرفته و کاشف‌الغطا به آن‌ها پاسخ داده است.
اما اين دو جزء که منتشر شده تمام کتاب الدين والاسلام نبود و او در صدد انتشار جلد سوم و چهارم اثر نيز بود لذا در آخر جلد دوم از چاپ صيدا فهرست جلد چهارم را گزارش کرده است.
که مرحوم قاضي طباطبايي در ذيل عنوان «مولفاته المخطوط في الحکمة و الکلام» به آنها اشاره کرده اند.


اجمال محتویات اين اثر
جلد اول:
محتوای جلد نخست شامل مقدمه‌ای با عنوان «السوانح الدواعي لهذه الدعوة» نوشته شده که در آن کيد دشمنان و مشکلات داخلي و خارجي را مورد بحث قرار داده است. خلاصه این سوانح همان نکات انگیزه تألیف بوده است.
بعد از بيان اين سوانح که در چاپ دوم بر کتاب افزوده شده است.  به نگارش مقدمه‌اي ديگر پرداخته و در آن لزوم معرفت منعم را تشريح کرده سپس فصل نخست را در اثبات صانع نوشته است و ضمن مباحث اين فصل به ردّ نظريه ماترياليسم و ابطال ادعاي داروين پرداخته است و در ادامه به پاسخگوئی برخی شبهات فلسفی و کلامی پرداخته است.
فصل دوم در مورد اثبات توحيد صانع و ادله آن، فصل سوم در باره عدل اخلاقی، ارزش و فضيلت عدل، تعريف عدل، مباحث با ارزشي را بيان نموده که در آن از خطبه حضرت علي (علیه السلام)در نهج البلاغة بهره جسته است و به دفع شبهه در اين مورد پرداخته است.
سپس بحث را در مورد عدل اعتقادي پي گرفته و عدالت خداوند متعال را بحث نموده است و با بحث در موضوع حسن وقبح به نقد اعتقاد اشعري پرداخته و جبر و اختيار را نيز به بحث کشيده و بحث قضا و قدر را به صورت جامع الاطراف تشريح کرده است و در ادامه از اصول دين بودن عدل سخن گفته است.
جلد دوم
در جلد دوم کتاب الدين والاسلام نخست صورت دست‌نوشته هديه اثر به پيامبر اسلام(ص) آمده است و مطلب دوم آن شعری با عنوان« شعري و شعوري، عواطفي ولطايفي» تشکيل مي‌دهد که از اشعار مجموعه العصريات و المصريات است.
و در آغاز متن می‌نویسد: «... وبعد فهذا هو الجزء الثاني من أجزاء الدعوة الإسلامية وهو يتکفل بنشر مباحث الفصل الرابع في النبوة» و مطلب را با «الحاجة إلي النبوة» شروع و با بحث در چيستي انسان، تاثير گذاري و تأثر پذيري، و نیاز او به تعليم و تربيت، ناکافي بودن عقل، يجاد خلقت از باب رحمت و براي سعادت ادامه پيدا کرده است.
برهان بر وجوب بعثت و نبوت، عصمت انبیا، معجزه، نقد برخی از نظریات در این باره، نگاهي اجمالي به شرايع و اديان، ديانت عرب در جاهليت، فلسفه دين موسي و مسيح و شريعت اسلامي، راه اثبات نبوت، نبوت حضرت محمد(ص)، معجزه قرآن، بحث هاي گوناگون مربوط به اعجاز قرآن، فضايل قرآن نسبت به عهدين، ردّ بعضي از اعتقادات نصاري، بشارت تورا ت و انجیل به نبوت پيامبر اسلام(ص) و مباحث متعدد دیگر از جمله موضوعات جلد دوم این اثر است.  
لازم به ذکر است از دو جلد یاد شده اين اثر نسخه‌اي محشّي به حاشيه شيخ عبد‌الحليم کاشف‌الغطا فرزند مؤلف در مکتبه الامام کاشف‌الغطا نجف اشرف موجود است که وي بر آن مقدمه دارد و ظاهرا علامه کاشف الغطا آن را مشاهده کرده است.
جلد سوم
محتوای جلد سوم در زندگاني پيامبر اعظم (ص) است و از يک مقدمه و پنج مسلک تشکيل شده را مسلک نخست در مورد دلايل نبوت پيامبر (ص) که پيش از ولادت وي وجود داشته‌اند همچون بشارت‌هاي کتب مقدس و سپس حيات پيامبر را به سه دوره تقسيم کرده و در مسلک دوم به بيان ارهاصات بدو تولد تا هنگامه بعثت که دور نخست شمرده‌اند، مي‌پردازد و در مسلک سوم: وقايع بعد از بعثت تا روزگار هجرت به مدينه، را شرح مي‌دهد و دور سوم حيات پيامبر(ص) در مسلک چهارم تشريح شده و آن از زمان حجرت تا روز رحلت است و در مسلک پنجم به معجزات و وقايع‌اي که وي در حياتش خبر داده بود مي‌پردازد و فتوحات اسلامی را مورد بحث قرار مي‌دهد و تمام اين‌ها با نگاه اثبات حقانيت اسلام و دعوت به حقّ صورت مي‌گيرد.
لازم به یاد آوری است، موضوعاتی از جلد دوم و سوم تحت عناوین ذیل بطور مستقل نیز به چاپ رسیده است:
الف) القرآن و بليغ أثره في فصاحة اللسان
این مقاله یکی از جلد دوم کتاب الدين والاسلام است که در جريده الجامعة الإسلامية يافا منتشر شده و همان گونه از عنوان آن معلوم است در آن اثر کيفي قرآن بر زبان عربي مورد بحث قرار گرفته است.
ب) مولد النبيّ الکريم(ص) وبعثته
این رساله یکی از موضوعات جلد سوم  کتاب الدین والإسلام است که در مجلة الإعتدال  و نیز در ضمن کتاب جنة المأوي به چاپ رسیده است.
ج) رسالة في إيمان أبي‌طالب
اين اثرنخست به صورت رساله‌اي مستقل نوشته شده و در آن ضمن اشاره به نوشتة خود در جلد سوم کتاب الدين والاسلام ، سرفصل‌هاي آن را آورده است و در ادامه به بررسي ادله ايمان أبي طالب پرداخته و برخي اشعار مربوط به وي را مورد دقت قرار داده است .
جلد چهارم شامل بحث امامت و معاد است و سه صفحه - ناتمام مخطوط - از اين بحث شناسايي شده است و متاسفانه ناتمام مانده است.
2. أصل الشيعة وأصولها
این اثر از مهم ترین تألیفات کاشف الغطا است که در سال 1350‌ه.ق نوشته شده و عقيده شيعه در اصول و فروع را بيان نموده است. مؤلف، اين اثر را با هدف پاسخ به توهين، تهمت و افترای برخي مغرضان و جاهلان نسبت به شيعه و بستن راه مجادله در بين مسلمانان رقم زده و گويا الدين و الاسلام تلاشي ديگر براي تحقق شعار مؤلف در جوامع اسلامي است که به تكرارمي فرمود: «بنى الاسلام علي دعامتين: كلمة التوحيد و توحيد الكلمة‏» و همچنين پاسخي به لغزش‌هاي جرجي زيدان و سمپاشي‏هاي مجامع علمي، فرهنگي مصر به ويژه نوشته‌هاي احمد امين مصري است که در‌باره شيعه می‌نويسد: «والحق إن التشيع کان مأوي يلجأ إليه کل من أراد هدم الإسلام... .»
کاشف‌الغطا هدف خود را از تأليف اين کتاب در ضمن نقل و نقد گفته‌هاي احمد امين و اشاره به مقالات مسموم ونسبت تهمت و افترا به شيعه، اين گونه بيان می‌کند: «نهايت ظلم و بی انصافی است که بيش از اين سکوت کنم، نه از اين جهت که ظلم و ستمی بر شيعه باشد و بخواهم در برابر سيل تهمت‌ها از آن‌ها دفاع کنم، بلکه از اين نظر که بالاترين و مهمترين هدف همان است که پرده‌های نادانی را از برابر چشم عموم مسلمانان جهان کنار بزنيم، تا افراد منصف در افکار خود تجديد نظر کرده راه اعتدال را پيش گيرند، و نسبت به افراد لجوج و معاند نيز اتمام حجت شود».
مطالب اين اثر به دو بخش تقسيم شده: بخش نخست بحث از پيدايش و گسترش تشيع است و ثابت مي‏كند كه شيعيان، نخستين صحابيان پيامبر صلي الله عليه و آله  بوده‌اند و سپس عوامل گسترش تشيع پس از آن حضرت را شرح مي‏دهد و با اثبات اينكه شيعه ريشه در عصر پيامبرصلي الله عليه و آله دارد و نزديک‌ترين مذهب به قرآن و عترت است، بحثي كوتاه پيرامون بني‏اميه و بني‏مروان و جنايات آنان مطرح مي‏كند و به اثبات مي‌رساند؛ شيعه يک مذهب اسلامي است نه جنبشي سياسي يا ايراني.
نوبسنده در بخش دوم درباره عقايد و افکار شيعه در اصول و فروع بحث كرده اند و در آن عقايد شيعه در اصول مانند: توحيد، نبوت و امامت و ... بيان مي‌شود و امتياز شيعه بر ساير فرق اسلامي را برشمرده و مبحثي در باره حضرت مهدي (عج) و طول عمر و رمز غيبت آن حضرت نوشته‌اند و عقايد شيعه در وظايف اخلاقي و عبادي از قبيل نماز، روزه، زكات و ساير فروع دين و معاملات و مسائل حقوقي همچون: نكاح، متعه، ارث، قضاء تبيين كرده اند. و سپس مباحث صيد و ذباحه و اطعمه و اشربه، و باب حدود و قصاص را بررسي كرده و در خاتمه به دو بحث «بدا» و «تقيه‏» پرداخته و ديدگاه تشيع را تبيين كرده است.
سه وي‍ژگي اصلي كتاب اصل الشيعة و اصولها عبارتنداز:
الف) موجز بودن متن کتاب.
ب) سادگي و شفافيت عبارت.
ج) تکيه بر مطالب مسلم و متين در محتوا
3. جنّة المأوی
کاشف‌الغطاء این کتاب را به منزلة جلد دوم کتاب الفردوس الأعلي قرار داده است، این کتاب حاوی مجموعه‌اي متشکل از سخنراني‌ها، مقاله‌ها و تعدادي سؤال و جواب است که بيشتر آن حول مباحث چهارده معصوم عليه السلام است و به غير از مقدمه مؤلف و يک مقاله در‌بارۀ پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله مواد ديگر آن را سيد محمد‌علي قاضي طباطبايي و محمد شريف کاشف‌الغطا - پسر مؤلف - از میان مقاله‌ها، مراسلات، نامه های که از مؤلف به مناسبت‌های مختلفی درخصوص ائمه اطهار (عليهم السلام) منتشر شده و يا از مجموعه خطي‌اي گردآوري شده از سوی مؤلف مانند«دائرة المعارف العليا» جمع آوری و تنظیم كرده اند.
سعی شهيد قاضی طباطبايی بر اين بوده که مطالب را مطابق با نظر مؤلف دسته‌بندي کند و نظر مؤلف اين بوده که مطالب مربوط به چهارده معصوم (عليهم السلام) در اين مجلد آورده شود. ولي آنچه شهيد قاضي در مجموعة جنة المأوي گردآوري کرده وبه چاپ رسانده، شامل تمام چهارده معصوم  (عليهم السلام) نيست و آنچه که تاکنون در تحقيقات وجستجوي آثار کاشف‌الغطا يافته‌ايم هم شامل تمام چهارده معصوم (عليهم السلام)نمي‌شود، از اين رو شايد بتوان  گفت که ايشان در نظر داشته‌اند براي محقق شدن چنين امري نوشته‌هاي جديدي بر قلم جاري کند که أجل مهلت عمل نداده است.
برخی از رساله های جنّة المأوی
الف) بنو هاشم و بنو امية و الحسن ( عليه السلام) و معاوية
محتواي رساله با اين مطلب که عداوت و تباغض در طبيعت بشر وجود دارد و از دوران هابيل و قابيل تا امروز بوده و منشأ آن نيز تنافس و خود خواهي ورياست طلبي است و بدترين عداوت‌ها عداوت ذاتي اضداد است مانند: نور و ظلمت که در محل واحدي جمع نمي‌شوند. و عداوت بين بني هاشم و بني اميه را از اين قبيل شمرده است. 
سپس با بيان تاريخچه نسل آن‌ها و باشمردن اختلاف جوهري هاشم و عبدالشمس به عنوان سبب عداوت و تسرّي وراثتي آن بين دو قبيله و کشيده شدن آن به رابطه حضرت محمد  و ابوسفيان و شرح موجز اتفاقات و مسلمان شدن ظاهري ابوسفيان و معاويه می‌پردازد و می‌نويسد:
اين اسلام براي حفظ جان و فراهم نمودن فرصت کيد و مکر جهت انهدام ارکان اسلام بود تا اينکه زمام خلافت را به دست بگيرند و اموال مسلمين را از آن خود کنند و هرگز در اين راه از دشمني باز نايستادند وحيله کردند تا حکومت به دست معاويه افتاد و کسراي عرب را ساخت و تقيد او به شعاير ديني در حدّ نياز سياسي بود و بعد از شهادت حضرت علي( عليه السلام) در مقابل امام حسن ( عليه السلام)   دو حيله عمده را به کار بست:
1. بزرگان لشکر امام  با درهم و دينار را به خود متمايل کرد.
2. پيشنهاد صلح کرد.
سپس به تحليل پذيرش صلح توسط امام  مي‌پردازد و در اين رابطه آورده‌اند: امام حسن ( عليه السلام)  را با ارزيابي اين که اگر صلح نپذيرد و بجنگد و پيروز شود بني اميه چهره‌اي مظلوم درست مي‌شود و اگر آن‌ها پيروز شوند مي‌گفتند او دانسته خود را به ورطه هلاکت انداخت. لذا پذيرفتن صلح فرصتي فراهم کرد که چهره واقعي معاويه آشکار شود و اين سخن معاويه را - من نجنگيدم تا شما نماز بخوانيد و روزه بگيريد بلکه جنگيدم تا حکومت کنم. - همه بشنوند و از اين قبيل فضايح ديگر معاويه را مي‌شمارد که به واسطه اين صلح در تاريخ ثبت شده‌اند.
در آخر رساله با بيان فضايل امام حسن و امام حسين (عليهم السلام) در لسان پيامبر  و ميدان عملي و برتري سيره بني هاشم بر بني اميه واظهار ارادت به اين دو امام  و ذکر چند بيت از اشعار خود در اين مورد رساله را به پايان مي‌برد.
ب) بين الهدی و الضلال أو التوحيد و الإلحاد
این رساله نخست به بیان تقابل اضداد که به عنوان يک قانون تکوينی در کائنات وجود دارد می‌پردازد و سپس دين مبين اسلام و مواجهه آن با گمراهي‌هاي عصرش را مورد بررسی قرار می‌دهد . این مقاله در مجله الأضواء و الإعتدال به چاپ رسیده است.
ج) بيان للمسلمين
اين مقاله در مورد نقد نوشته‌ای است که در مجله‌ رسالة الإسلام منتشر شده و نويسنده آن تقريب مذاهب را از محالات دانسته و کاشف‌الغطا با نقد اين ديدگاه نوشته‌اند: اگر مراد از تقريب يکی شدن مذاهب باشد اين محال است ولي اگر مراد برداشته شدن زد و خورد بين مذاهب باشد اين شدني است و مي‌تواند واقعيت يابد.
د) الاجتهاد و الحرکة الفکريّة عند الشيعة الإماميّة
این رساله جوابي اجمالي و مختصر از کاشف‌الغطا در پاسخ به سؤال‌هاي متعدد نويسنده‌اي مصري با نام عبداللطيف حمزه که در مورد چگونگي اجتهاد در بين شيعه است.
کاشف‌الغطا نخست وي را به کتاب سفينة النجاة محوّل نموده تا جواب تفصيلي را از آنجا بگيرد اما در ادامه جواب‌هاي مختصري در باره مفتوح بودن باب اجتهاد و محدوده آن و نوع آن و آزادي فکر به معناي صحيحش در نزد شيعه نوشته‌اند و در آخر با معرفي کتاب تحرير المجلة خود سؤال کننده را به آن ارجاع داده است .
ﻫ) جواب سؤال‌های عبداللطيف حمزه از مصر
اين نوشته در پاسخ به نامه‌اي ديگر از عبداللطيف حمزه مؤلف کتاب الحرکة الفکرية في المصر في العصرين الأيوبي والمملوکي الأول است که در آن مسائلي همچون ارتباط نداشتن غيبت إمام مهدي (عج) و سرداب، فرق بين فاطميون و قرامطه، عصمت أئمة و آزادي فکري إماميه، تفاوت شيعه با فاطميون و تفاوت امامية و معتزلة و ... بررسي شده است .
و) الحسين (عليه السلام) کتاب الله تکويني
كاشف الغطاء در اين مقاله که به مناسبت حلول ماه محرم براي نشرية البيان نوشته شده است نخست به کثرت نوشته‌هاي خود و ديگر نويسندگان و شعرا در مورد امام حسين (عليه السلام) و عاشورا اشاره کرده و سپس با نا تمام دانستن اين کتاب‌ها و نا نوشته ماندن بسياري از اسرار نهضت امام حسين، آن را همچون قرآن دانسته که هرچه تفسير مي‌شود کنه مطالب ناگفته باقي مي‌ماند و از اين رو امام حسين را کتاب الله تکويني ناميده است که در هر محرم درس‌هايي از عزت را به مردم مي‌آموزد و آموزندگي‌اش نامتناهي ادامه دارد. این رساله در  مجله الموسم، العدد ثاني عشر، السنة 1412‌‌ه.ق، ص123 - 124، به چاپ رسیده است.
ز) مجلس في شهادت الإمام امير‌المؤمنين( عليه السلام) ووفاته
رساله‌ای است که محتوای آن با خطبه قرائت شده در حسينية باب السيف کرخ متفاوت است و در مورد حضرت علی(عليه السلام)  و شأن بلند و مقام عظمای وی است . نويسنده نخست به احاديثي از آن حضرت و پيامبر اسلام  در مورد قدر و منزلت امير‌المومنان(عليه السلام)   اشاره كرده و سپس به زواياي گوناگون شخصيت حضرت و صفات و فضايل روشن وي پرداخته است. در پايان به رفتار معيشتي حضرت در خوراک و قضاياي وارد شده در اين باب مي‌پردازد که مورد اقرار دوست و دشمن قرار گرفته است. این رساله سال‌هاي اخير به صورت مستقل در 8 صفحه در مکتبة الإمام کاشف‌الغطا در نجف اشرف منتشر شده  است.
ح) موقف الحسين (عليه السلام) و اصحابه يوم الطف
کاشف‌الغطا در اين نوشته به درس‌هايي که امام حسين  با ايستادگي خود در روز عاشورا به بشر آموخت اشاره کرده است و پيروزي مقتول و شکست قاتل را تبيين كرده است. این مقاله  مختصر در مجله العدل، سال اول، ج16، 1386‌‌ه.ق، ص2به چاپ رسیده است.
ط) مولد النبوي( صلي الله عليه و آله)  أو کلمة عن المولد النبوي(صلي الله عليه و آله)
عنوان نوشته‌ای است که کاشف‌الغطا آن را در مورد ميلاد حضرت محمد( صلي الله عليه و آله) نوشته‌اند و در آن به توصيف مقام شامخ حضرت پرداخته است و با ياد از مجالس شادماني‌اي که در اين روز از طرف مسلمانان برگزار مي‌شود، بهترين شادي را در چنين روزي پيروي از سنت و دستور حضرت دانسته و در مورد وقايع و ظلم‌هايي که برمسلمانان فلسطين وارد مي‌شود تذکر داده و انفاق مال براي دفاع از کيان اسلام و مسلمين را امري پسنديده‌تر از هر شادماني در اين روز خوانده است و بر لزوم حمايت از مسلمانان فلسطين تأکيد کرده‌اند .
ی) الاجتهاد في الشريعة بين السنّة و الشيعة
کاشف‌الغطا در اين مقاله به تبيين باز بودن باب اجتهاد در همه زمان‌ها از نظر شيعه پرداخته و نظر برخي که قائل به انسداد باب اجتهاد هستند را نقد كرده و ديدگاه اهل سنت در اين باره را تشريح كرده است .
ک) مولد النبي الکريم (صلي الله عليه و‌آله) وبعثته
این رساله در اصل برگرفته از جلد سوم کتاب الدين والاسلام است که هم در ضمن کتاب جنّة المأوی و هم به طور مستقل در مجله الاعتدال به چاپ رسیده است.
ل) عليّ (ع) فوق العبقريّات
اين نوشته در مورد شخصيت حضرت علي امير‌المومنان(ع)است و از آن جا که در آن زمان نگارش تراجم خلفاي اهل سنت با عنوان «عبقريات» توسط برخي از اهل مصر شايع شده بود و تلگرافي مفصل نيز به کاشف‌الغطا ارسال کرده‌اند و از وي خواسته‌اند که کتابي با عنوان «عبقرية الإمام علي‌بن‌أبي‌طالب7» بنويسد و تعهد کرده بودند که در اسرع وقت به چاپ مي‌رسانند امّا ايشان اين درخواست را رد کرده و به آنان مي‌نويسد: که نوشتن در باره چنين شخصيتي از توان من خارج است و سپس مقاله علي فوق العبقريات را به نگارش در آورده و در آن ضمن شرح ماجرا، به فضايل بي‌نظير حضرت اشاره مي‌کند و مي‌نويسد: اگر آن اشخاصي عبقري باشند اميرمؤمنان(عليه السلام) فوق عبقريات هستند. این رساله در مجله العدل به چاپ رسیده است.
م) مجلس في مولد و وفات حضرت موسي بن جعفر (عليه السلام)
رسالة به خط کاشف‌الغطا نوشته شده و همچون مجموعة المجالس الحسينية، پيش‌نويس منبر وي بوده است. این اثر به همراه نوشته‌هايي در تولد و وفات حضرت علي و حضرت زهرا (سلام الله علیهم) در مکتبة الإمام شيخ محمد ‌الحسين آل کاشف‌الغطا در نجف اشرف، مجموعاً 27 صفحه، 26 سطري نگهداری می‌شود.
4. الفردوس الأعلی
آخرين مجموعه‌اي که در حيات مؤلف در يک مجلد به طبع رسيده و در آن مسائل علمي مهم از قبيل مسائل اعتقادي، فقهي، فلسفي، نکات تفسيري و اسرار بعضي از عبادات و حلّ بعضي از معضلات بحث شده است و بخش زيادي از آن جواب نامه‌ها وسؤال‌هاي ارسال شده به ايشان است.
کاشف‌الغطا در مقدمه کتاب فردوس الأعلی در باره سبب نشر آن می‌نویسد:
کانت احدي الليالي الشريفة من شهر رجب العام الغابر (1370ه‍) وبعد الفراغ سحراً من وظائفه وأنا جالس في مصلاي انتظر الفجر اخذتني سنة، نقلتني الي غير العالم الذي أنا فيه. وتمثل لي ملاک بصورة انسان او انسان بصورة ملک يقول لي : لماذا وإلي کم تتساهل عن الفردوس؟ قلت: سيدي وما الفردوس؟ قال الکتاب الذي عزمت علي تأليفه، أما أنه هو الفردوس لک ولشيعتنا فأخذتني هزَة أدهشتني، ورجعت بها الي هذا العالم المحسوس أو المنحوس، وصمّمت العزيمة من ساعتي علي الشروع في هذا المشروع.
چاپ اوّل اين مجموعه به همّت سيد محمّد‌علي قاضي طباطبايي در نجف اشرف منتشر شد به سرعت مورد توجه قرار گرفت ودر مجلات بازتاب يافت وسپس در حيات مولف با اعمال تنقيحاتي از ايشان بعد از يک سال در تبريز تجديد چاپ شد، که حواشي بسياري از قاضي طباطبايي ضميمه آن شده است. سيد محمدحسين طباطبايي در آماده سازي اين چاپ همکار قاضي طباطبايي بوده که در چاپ‌هاي نخست بر روي جلد نام ايشان درج  شده است و در نامه مندرج در پايان چاپ دوم که توسط کاشف‌الغطا به قاضي ارسال شده ضمن ارسال نتيجه بررسي صفحات آماده شده جهت انتشار، از کار قاضي طباطبايي وايشان قدرداني شده است.
5. المطالعات و المراجعات و النقود و الردود
این اثر مجموعه‌ای از مقاله‌ها، نامه‌ها و نقدهای کاشف الغطا بر آثار علمی مشاهير عصر خود همچون امين ريحاني، جرجي زيدان، انستاس کرملي، يوسف الدجوري و جمال الدين قاسمي است که توسط کاشف‌الغطا در دو مجلد سامان یافته است. و طبق تصريح کاشف‌الغطا برخی از نکات نقدی بر جزء سوم تاريخ آداب اللغة العربية که تا آن زمان منتشر شده بوده نا نوشته باقی مانده است اما وعده داده‌ که در جلد3 المطالعات و المراجعات بياورد. چنانکه می‌نویسد:
وعسي أن تسنح الفرصة ثانياً فنستوفي تمام الکلام علي هذا الجزء فيما يلي من أجزاء هذه المراجعات إن شاء الله. با این بیان می‌توان نقد های دیگر ایشان را به عنوان النقود و الرود در جلد سومی جمع آوری كرد.
کاشف‌الغطاء انگيزه خود را از گردآوري اين نقد‌ها در کنار هم اين گونه نوشته است:
أردنا أن نجمع فيه المراجعات الريحانيةکلّ ما اتّفق أو يتّفق لنا من المباحثات النظرية، و المطالعات الفکرية.
الف) اهميت و ويژگيهاي كتاب
1.دفاع از اصول و مبانى تشيع اساس کار کاشف الغطا در این کتاب را تشکیل می دهد. وي هنرمندانه در این کتاب هم منادى وحدت مسلمانان بود، و هم در برابر اتهامات و نسبت‏هاى ناروا به شيعه، به صورتى علمی، منطقى و قاطع از معتقدات شيعى دفاع مى‏كرد.
2.اين اثر،  نشان می دهد که شيعه یک فرقه‏ سياسى نیست. رهبران شيعه هيچ‏گاه به دنبال دنيا و قدرت‏هاى مادى نبودند.
3. این اثر باعث بيدارى افكار عمومى و مخصوصا جوانان مصر گردید. واز انحرافات آنان جلوگیری کرد. و توطئه تبشیریان مسیحی را نقش بر آب نمود.
4.كاشف الغطاء در این کتاب ثابت کرده است که پاره‏اى از معارف قرآن به شرايط زمانى و مكانى بستگى دارد .
5.نقد دیدگاه خصم باشیوه بسیار سنجیده و دقیق علمی، تاریخی و ادبی .
6. پاسخ به شبهات فروان مطرح شده در باره شیعه با استدل قوی و متین.
 ب) محتویات كتاب
کتاب یاد شده متشکل از سه جزء می باشد که در ذیل جداگانه بطور اجمال به محتوای هر کدام از آنها اشاره می کنیم:
الجزء الأوّل: المراجعات الریحانیّة
این جزء حاوی مطالب ذیل است:
1.نقد امین ریحانی بر کتاب الدین و الاسلام و پاسخ و نقد کاشف الغطا بر نقد وی.
2.نامه‌نگاری و مطالب گوناگونی اعم از نثر و شعر در رابطه با امین ریحانی که بعد از جریان نقد بین ریحانی و کاشف الغطا نوشته شده است.
3.نقد بر مقاله‌ای از خوری ایلیا الحاماتی با عنوان«النظر السریعة في مقالة الريحاني».
4.نقد نقد انستاس کرملی بر کتاب الدین و الاسلام. کاشف الغطا علاوه بر ردیه بر آن در میان نقد امین ریحانی و جرجی زیدان نیز به نقد نوشته‌های وی پرداخته است و به غیر از اینها کاشف الغطا بار دیگر به صورت جدا‌گانه در نشریه النجف نوشته‌های وی در مجله لغة العرب را از لبه تیغ نقد خود گذرانده است.
5.نقد بر تاریخ آداب اللغة العرب جرجي زيدان.
6.نقد بر بخشی از کتاب«الجواب المنيف لمدعي التحريف في الکتاب الشريف» یوسف الدجوی.
7.در آخر این کتاب نیز عنوان «استدراک أُمور» آمده که پنج نکته کوتاه را متذکر شده‌اند.
الجزء الثاني: نقد تاریخ آداب اللغة العربیّة
 اجمال محتوای این اثر:
1. مقدمة: کاشف الغطا با بیان تصميم خود براى انتشار مباحثات نظرى و مطالعات فكرى‏اش فوايد نقد را بر شمرده و بستن باب اجتهاد رايكى از جناياتى می دانند كه بر علم وارد شده است؛ و در ادامه اظهار می دارند که  امروزه عالم هر فنى در حقيقت مقلد است. سپس به آداب نقد و مناظره اشاره و به دنبال حقيقت بودن را از مهم‏ترين اين آداب مى‏شمارد.
2.شيخ در اين نقد بسيارى از خطاهاى مؤلف را در زمينه تاريخى نقد مى‏كند؛ مانند آن‏كه مؤلف درباره فهرست ابن نديم نوشته: «لولاه لضاع أسماء كثيرة من الكتب النفيسة». شيخ موارد متعددى از آثار دانشمندان اماميه مانند احمد بن محمد بن خالد برقى كه يكصد سال پيش از ابن نديم مى‏زيسته، عبدالعزيز بن يحيى جلودى و ابن شهرآشوب را نام برده تا معلوم شود فهرست تنها اثرى نيست كه كتب و آثار صدر اسلام را ثبت كرده باشد.
3. بحث مفصلى درباره پيدايش زبان به ويژه زبان عربى .
4.نقد سخنان مؤلف در باره تاریخ تدوين فقه که زیدان آغاز آن را از آن‏جا می داند که اسلام به صورت دولت درآمد. اما از نظر شيخ تدوين دانش فقه، هيچ ارتباطى به دولت نداشته است. اسلام پس از گذشت سى سال از خلافت به سلطنت تبديل شد؛ در حالى كه اولين كسى كه احاديث فقهى را نوشت، على بن ابورافع، آزاد شده رسول خدا، بود.
5.در بخش ديگرى بى‏اطلاعى نويسنده از فقهاى اماميه از عصر صادقين به بعد را با يادآورى نام تعدادى از آنان برملا كرده است.
6. نقد سخنان انستاس  کرملی درباره تقيه و فرقه سیاسی خواندن شیعه. 
7.نقدی بر کتاب« الجواب المنيف لمدعى التحريف في الكتاب الشريف» است. که نظريه تحريف قرآن را به شيعه نسبت داده است.
الجزء الثالث: نقود متفرقه
از قلم کاشف الغطا مطالب نقدی بسیار به جای مانده که با این نگاه می توان رساله نقدی و ردی ذیل را، به عنوان مواد جلد سوم المطالعات و المراجعات به قرار زیر در نظر گرفت:
از مطالعه نوشته‌های کاشف‌الغطا در المراجعات الريحانيه بدست می‌آید که کتاب المطالعات و المراجعات در دو مجلد به اتمام نرسیده است، بلکه در نظر داشته تا ادامه دهد و چون مقالات نقدی ديگری نيز در ميان آثار کاشف‌الغطا وجود دارد مانند: نقد کتاب ملوک العرب امين ريحاني با عنوان نظرة فی کتابه ملوک العرب و برخي ديگر که با مقالات اين کتاب هم سنخ است لذا می‌توان جلد سومی برای المطالعات و المراجعات تدارک ديد. ایشان در این باره مي‌نويسد:
وعسي أن تسنح الفرصة ثانياً فنستوفي تمام الکلام علی هذا الجزء فيما يلي من أجزاء هذه المراجعات إن شاء الله .
با وجود اين كه دير  متوجه اين مسئله شديم با تلاش زياد توانستيم نقد هاي ديگر كاشف الغطاء را جمع آوري و به عنوان جزء سوم مجموعه ارائه كنيم . محتواي جزء سوم عبارت است از:
الف)عین المیزان في ردّ رسالة میزان الجرح و التعدیل
ردّ رساله ميزان الجرح و التعديل نوشته جمال الدين قاسمى (1283 ـ 1332ق)، نقد ديگر كاشف الغطاست. قاسمى امام شام در عصر خود و داراى عقيده سلفى بود و اعتقادى به تقليد نداشت. شيخ با اظهار شگفتى از جرح و تعديل بعضى از روات از جانب او، با استناد به دلايل معتبر، ديدگاه او را نقد مى‏كند؛ از جمله وي تعديل عمران بن حطان از رؤساى خوارج را با توجه به تكفير عثمان بن عفان و على بن ابى طالب (عليه السلام) از سوى خوارج و با توجه به ضرورى بودن محبت خاندان رسول خدا در شريعت اسلام و اين‏كه مبغض آنان مبغض رسول خدا و مبغض رسول خدا مبغض خداوند است مورد سؤال قرار داده و آن را رد مي كند.
كاشف الغطاء با اشاره به مستندات قرآنى و حديثى و تاريخى از مبانى اهل سنت به اثبات نظر خود و خطاى نويسنده مى‏پردازد.
ايشان در ادامه نگراني خود را از ادامه اين روند بيان كرده و بيم خود را از تعديل افرادي مانند ابن ملجم، ابو لؤلؤ، مروان بن حكم  و عمر بن سعد در آينده به عنوان علّت طرح مسأله بيان مي دارد.
ب)جواب رسالتی أحمد حامد الصرّاف
کاشف‌الغطا در مجموعه دائرة المعارف العليا در صفحه‌هاي 70 تا 78 دو پاسخ براي سه نامه از احمد‌حامد صراف نوشته و به بغداد فرستاده است و در پايان پاسخ دوم اشاره به مقالات نگارنده نامه‌ها در مجلات عراق مي‌کند و در مورد تعليقات خودش بر بعضي از آن‌ها مي‌نويسد: أمّا مقالاتک المنشورة في صحف العراقيه، فقد سبرنا بالنظر و علّقنا علي بعض کلماتها ماخطر.
ج)نقد علی الفتنة الکبری
کتاب الفتنة الکبري اثر طه‌حسين مصري نخستين مرتبه در مطبعه دارالمعارف مصر به چاپ رسيده، نسخه‌اي از آن در مکتبه الامام کاشف‌الغطا در نجف اشرف به شماره تسلسل 5435 موجود است که کاشف‌الغطا با دست‌خط خود بر روي آن تعليقاتي نوشته است.
بر روي جلد دوم کتاب الفتنة الکبري نوشته‌اي موجود است که بر گوشه بالاي آن در سمت راست نوشته شده «من کتب المکتبة الإمام کاشف‌الغطاء دام ظله سعر جزئيه 80 فلس. 24 ذي‌القعدة 72» و در پايين اين نوشته دست‌خط ديگري از شيخ محمد شريف کاشف‌الغطا موجود است که در آن نوشته‌اند:
في هذه السنة کان الإمام المرحوم والدى في مستشفي الکرخ ببغداد وکان مريضاً بمرض بول الدم الذي توفّي فيه في السنة الثانية، وقد کتب هذه التعليقات علي جزء الکتاب أثناء المطالعة. محمد شريف کاشف‌الغطاء.
از آن جايي که اين تعليقات در سال‌هاي آخر عمر کاشف‌الغطا نگارش شده گزارش آن در خود‌نوشت‌هاي وي منعکس نشده است.
محتواي تعليقه‌هاي کاشف‌الغطا انتقادي بوده و مباني استدلالي اهل سنت در اثبات خلافت خلفا را نشانه مي‌گيرد. به عنوان نمونه وي در يکي از اين تعليقه‌ها که بر حاشيه جلد دوم صفحه 222 نوشته شده است ضمن نقد ادعاي اجماع بر خلافت عثمان آورده‌اند: «فنصبه کان بجماعة، و خلعه و قتله کان بالاجماع».
گويا مؤلف يا شخص ديگري به کاشف‌الغطا نامه مي‌نويسد: که بخش مربوط به حضرت علي را شما بنويس و ما به اسم شما چاپ مي‌کنيم. ولي از آنجا که بخش‌هاي ديگر در باره خلفا نوشته شده بود، ايشان از انجام چنين کاري امتناع مي‌کند و راضي نمي‌شود نام حضرت در چنين تأليفي در کنار آنها قرار گيرد. از‌اين‌رو کاشف‌الغطا مقاله علي فوق العبقريات را نوشته و در آن علت امتناع خود را شرح مي‌دهد که ما گزارش آن را در فصل يكم آورده‌ايم.
د)ردّ علی نقد أحمد زکي علی کتاب «أصل الشيعه و أصولها »
بعد از انتشار کتاب اصل الشيعة وأصولها بسياري از بزرگان و علما و فرهيختگان آن را مورد توجه قرار داده و در مورد آن نامه‌هاي بسياري به کاشف‌الغطا نوشتند.
احمد زکي پاشا يکي از کساني است که نامه‌اي در اين مورد به ناشر کتاب سيد عبدالرزاق افندي الحسني نوشته است و در آن عالمانه محتواي کتاب را به بوته نقد کشيده است. او نخست نکات قوت کتاب را بيان نموده و در ادامه از بعضي مطالب خرده‌گيري نموده است.
اين نامه به واسطه ناشر مذکور به دست کاشف‌الغطا مؤلف کتاب اصل الشيعة وأصولها رسيده است او نيز به پاسخ‌گويي بر برخي نکات مورد ايراد أحمد زکي باشا پرداخته و نکات علمي مفيدي را در جواب نامه بيان نموده است.
در بخشي از پاسخ کاشف‌الغطا بعد از تقدير و تجليل از نويسنده نامه و استقبال از نوشته به شبهه‌اي در مورد متعه دو پاسخ نقضي و حلّي داده و بحث تحقيقي خوبي در مورد معناي استعمالي واژه «ايمان» در قرآن بيان نموده است. اصل نامه و پاسخ آن در مجله الاعتدال منتشر شده است.
ه) مناظرات بین الشیخ و أحمد أمین في الفقه و أُصول العقائد
ظاهراً تنها ديداري که بين احمد امين و کاشف‌الغطا رخ داده ضمن سفر هيئت دانشگاهي مصري به نجف اشرف رخ داده است و در آن احمد امين براي زيارت کاشف‌الغطا به منزل وي رفته و گفتگوهايي بين آن دو اتفاق افتاده است.
اين گفتگو‌ها را صالح جعفري که شاگرد کاشف‌الغطاست تقرير و در مجله العرفان, منتشر کرده است و بعد از آن در ديگر منشورات نيز منتشر شده است.
اين ديدار در روز سه‌شنبه 21 رمضان 1349ق اتفاق افتاده و کاشف‌الغطا در آن ضمن ياد آوري سفر سه ماهه خود به مصر، نسبت به لزوم نظر دهي در مورد شيعه با مراجعه منابع و مصادر اصلي و كم نبودن مؤلفات شيعه تذکر داده است وسپس در جواب سؤال احمد امين در رابطه با درس و تدريس حوزه نجف ضمن شرح موضوعات دروس و کيفيت تدريس، منبر رفته و به گونه‌اي نمادين و بدون پيش مطالعه بحث‌هايي را از فقه و کلام را ارائه دادند و بعد از آن احمد امين تعدادي سؤال علمي پرسيده کاشف‌الغطا جواب‌هاي مختصر و مفيدي به آنها ارائه کرده‌اند.
احمد امين از اين جلسه و گفتگو در مورد کتاب فجر الاسلام در زندگي نامه خود نوشت خويش با عنوان «حياتي» ياد کرده است.  لازم به یاد آوری است این رساله را  مرحوم قاضی طباطبایی در مقدمه جنّة المأوی آورده است.
6. الآیات البیّنات في قمع البدع و الضلالات
این کتاب حاوی چهار رساله با ارزش و مهمّ از رساله‌های کاشف‌الغطاست به نام ‌های «المواکب الحسينية» و «نقض فتاوي الوهابية» و «ردّ الطبيعية» و «خرافات البابية» است. قال کاشف الغطاء«وألفنا الآيات البينات أربع رسائل مهمّة في ردّ الأموية والبهائية والوهابية والطبيعية.» اين مجموعه اولین بار به کوشش محمد بن عبدالحسين آل کاشف‌الغطا در مورخه 1354 منتشر شد.
الف) المواکب الحسينية في الرد علي المنکر بعض أنواع إقامة العزاء
در سال 1345‌‌‌ه.ق رساله‌اي در بصره چاپ شد و برخي رفتار شيعيان در عاشورا را مشروع ندانستند. در پی آن تلگراف‌ها و نامه‌هاي زيادي به کاشف‌الغطا از اهالي بصره ارسال شد و نظر فقهي وي را درباره برگزاري دسته‌هاي عزاداري، زنجير زني، طبل زني و بوق و تعزیه ‌خواني و همچنين مجروح کردن بدن در عزاي اباعبدالله الحسین (عليه السلام) جويا شدند و کاشف‌الغطا.  نخست دو جواب کوتاه ارسال داشته و به سبب اين که نامه‌ها ادامه داشته و درخواست ارسال نظر تفصيلي کرده‌اند ايشان رساله المواکب را نگارشته است.و در آن به  اصل اولي در اعمال اباحه تاکید کرده و است و سپس به بيان توجيهات وادله خود بر مشروعيت اعمال مربوط به اين مراسم‌ها پرداخته‌اند. 
ب) نقض فتوی الوهابیّة أو  نظرة في فتوي علماء المدينة
کاشف‌الغطا اين رساله را در جواب ابن بليهد قاضي وهابيان در مدينه نوشته است. فتواي ممنوعيت بناي قبر و لزوم تخريب بناي قبور از وي در يکي از مجلات عراق منتشر شده بود. کاشف‌الغطاء با نوشتن اين مقاله كه در سال 1344‌ه.ق در مجلة النجف، شماره 44، 45، 46، 47، 48 و سپس در ضمن مجموعه الآيات البينات في قمع البدع والضلالات منتشر شده به نقد استدلال‌هاي او پرداخته و فتواي وي را ردّ کرده است.
محمد‌بن‌عبدالحسين آل کاشف‌الغطا مدوّن و ناشر کتاب الآيات البينات في القمع البدع و الضلالات در آغاز رساله نقض فتاوي الوهابية نوشته است:
هذا ما ألقاه علينا أستاذنا الأکبر وشيخنا الاعظم حجّة الاسلام آيت‌الله في الأنام علاّمة الدهر مولانا الشيخ محمّد‌حسين دامت برکاته في شأن الوهابية واستفتاء علماء المدينة المتضمّن تهديم القبور وغير ذلک في عدّة مجالس ضممنا بعضها إلي بعض وجلوناها مجموعة عليک.
اجماع و حديثي که در صحيح مسلم نقل شده تنها دليل مورد تمسک ابن‌بلهيد است و کاشف‌الغطا هر دو دليل را به نقد کشيده و مردود مي‌داند.ايشان اجماع را در فرض اثبات، مدرکي ومستند به حديث مخدوش مي‌داند. وسپس با اشاره به بناهاي ساخته شده بر قبور ائمه شافعيه و ديگر مذاهب، از گذشته تا به حال در مکان‌هاي مختلف چون مصر و عراق و ايران و با توجه به اين که علما در آن ادوار متعرض چنين فتوايي نشده‌اند، بلکه شاکر چنين عملي هم بوده‌اند، و اين قضيه در اديان يهود و نصاري و غير آن‌ها هم سابقه داشته ومنحصر به مسلمانان نبوده است، بلکه آن را از نمادهاي دين مي‌شمرند که سعادت دارين را متضمن است، تعجب خويش از اعلام اجماع را بيان مي كند.
در نقد حديث «لاتدع تمثالا إلّا طمسته و لاقبراً مشرفاً إلّا سّويته» که از صحيح مسلم نقل شده، مي‌آورد: «با مراجعه به صحيح مسلم در آنجا که اين حديث نقل شده پس از چند صفحه مي‌بينيد که بابي دارد تحت عنوان «باب ما يقال عند دخول القبور و الدعاء لأهلها» که در آن دعاهاي پيامبر در هنگام ورود به قبرستان را ذکر کرده است و بعد از آن باب ديگري را با عنوان«باب استيذان النبي ربّه  في زيارة قبر اُمّه» آورده است. که داراي چهار روايت است و در آن‌ها امر به زيارت قبور شده و آنجا در روايتي آمده است که آن حضرت خود گريست و حاضران را گرياند.
سپس با اشاره به مقدمه شيخ محمد بخيت المطيعي بر کتاب شفاء السقام في زيارة خير الانام از تقي‌الدين ابي‌الحسن سُبکي معروف به حافظ در قرن هشتم چاپ شده در سال 1318 ق كه در آن به حالات ابن‌تيميه و بدعت‌هاي او پرداخته و متذکر تکفير او از طرف بسياري از علماء شده است. می‌نویسد:
کاش کسي بود به قاضي القضاة عربستان و علماي مدينه مي‌گفت: آيا شما به همه احاديث صحيح مسلم عمل مي‌کنيد يا نه؟ در صحيح مسلم بابي است که مي‌گويد: خلافت در قريش است و ائمه نبايد از غير قريش باشند و در صحيح بخاري احاديث در اين باره رسيده است، در‌باره خلافت و امامت خاندان سعود چه مي‌گوييد؟ آيا مصداق وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يا قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً  اينانند؟
در پايان با اشاره به حديث «لعن رسول الله زائرات القبور» مي‌گويد:
اين حديث زنان را از آرايش و جلوه‌گري به عنوان زيارت قبور و سجده بر قبرها و روشن کردن چراغ بي فايده و يا براي تعظيم قبر منع کرده امّا براي قرائت قرآن و دعا منع ونهي ندارد.
ج) رد الطبیعیّة
این رساله‌اي در ردّ ماترياليسم و مادي‌گري است که با توجه به کتاب‌هايي همچون فلسفة النشو و الارتقاء شبلي شميل نوشته شده و دو قسمت عمده دارد؛ بخش نخست آن قطعه‌اي انتخابي از رسالة محاورة الموحد و الملحد است که با نگارش مقدمه‌اي، به نقل آن پرداخته است و قسمت ديگر را به پاره‌اي از قصيدة المبدأ و المعاد في الدين و الالحاد پرداخته که چگونگي و زمان سرودن آن را متذکر شده است.
 - رسالة فی محاورة الموحّد والملحد
تنها جايي که از رسالة محاورة الموحد والملحد نامي برده شده در کتاب الآيات البينات في قمع البدع والضلالات است که کاشف‌الغطا در صفحه 22 رساله سوم به نام «ردّ الملاحدة والطبيعية»  اشاره مي كنند و بعد از نقل قطعه‌اي از آن آورده‌اند:
وهذا المقدار الذي اقطعتناه من رسالتنا الکبيرة في ردّ الطبيعين والملحدين الموسومة بمحاورة الموحّد والملحد وفيها تعرّض لبعض مبادي عقربان الالحاد الأکبر, و سرطان الکفر الأعظم الدکتور شبلي شميل في مقدمة مجموعته الموسومة بفلسفة النشو والارتقاء التي بثّ فيها بين أبناء العرب تعاليم الزندقة الحديثة والالحاد الطريّ والکفر الطريف والنزغ الجديد الذي هو الدين الشايع اليوم في کلّ ناشئة هذا العصر».
ودر صفحه 24 همين رساله از کتاب الآيات البيّنات در آغاز بخش دوم رساله نوشته‌اند:
«ونحن نختم هذه النبذة بجملة من القصيدتين وندع نشرهما بالتمام مع الرسالة الکبيرة السابقة الذکر إن ساعد التوفيق بعد ذا لنشرها إن شاء الله».
د) خرافات البابیّة
این رساله‌ در ردّ پندارهاي بابيه و بهائية و خرافات مذهب آنان است. در اين رساله کاشف‌الغطا بعد از شمارش اقسام و انواع کفر و الحاد به بيان جايگاه زندقه و چگونگي رسوخ آن در ميان مسلمانان مي‌پردازد و اثرات آن بر مسلمين و تاريخ اسلامي را با بيان شواهد بر مي شمارد و سپس با بيان نمونه‌هايي از تغيير رنگ الحاد، مبناي شکل‌گيري فرقه‌هايي همچون اسماعيليه و قرامطه و دروز را الحاد مي‌داند و با بيان اين که بابيه و بهائيه رنگ‌هاي عجيب و نو الحاد هستند با تذکر اين مسأله که مجال بحث و جدل و حجت و برهان به خاطر عقيده آن‌ها بر لغو بودن تمام علوم؛ حتي علوم آليه و مبادي عربي و بطلان معقول و منقول و حسّ و وجدان و تکيه بر ادعاهاي صرف و انگارهاي اشتباه فراهم نيست به بيان برخي از پندارهاي آنان بر اساس اقوال و کتب و حالات‌شان که مطالعه کرده يا شاهد بوده مي‌پردازد و و با استناد به  وقايع مربوط به کردار و آثار علي‌محمد باب به افشاي ادعاي دروغين و مزخرفات وي مي‌پردازد.
در قسمت دوم اين رساله به بررسي بهائيت پرداخته معرفي پدر بهاء ، جايگزيني لفظ «هباء» به جاي «بهاء» در نوشتار، انتقام بهاء از قاتلان باب، اخراج از ايران و رفتن به عراق و از آنجا به اسلامبول، اختلاف  بهاء و برادرش و مسموم شدن به دست وي ، تبعيد بهائيان به دورترين نقاط روم، نقد الاقدس، بيان برخي از مكرها و حيله هاي بهاء ، وصيت بهاء از جمله مطالبي هستند كه در اين بخش مورد بحث قرار گرفته اند.

در قسمت سوم نوشته‌ي وي از نو اموي‌گري گروه اندکي در دمشق صحبت به ميان آورده و تلاش سخيف آنان را متذکر مي‌شود که مي‌کوشند نام فراموش شده امويان را زنده کنند و با اشاره به چهره منفور امويان در بين مسلمانان و آثار آن‌ها و توجه به فضايح يزيد، رساله را به پايان مي‌برد.
تاريخ کتابت دو رساله نخست و رساله آخر در سال‌هاي 1344 و 1345‌ه.ق است و در آخر آن نوشته شده: «قد تمّ هذا الکتاب في شعبان سنة 1345ه.ق» وکتابت قسمت نخست رساله سوم مربوط به تاريخ پيش از آن بوده که تاريخ دقيقاً معلوم نيست و قصيده مربوط به سال 1332ق است که در آخرين شب از سفر وي به لبنان و صيدا انجام گرفته است.
7. التوضیح في بیان الإنجیل و من هو المسیح؟
سفر پر برکت کاشف‌الغطا به سوريه و لبنان و مصر زمينه تصحيح و تأليف و انتشار آثار بسياري را به دست وي فراهم کرد که کتاب التوضيح في بيان حال الأنجيل و المسيح از جملة اين آثار است.يکي از فعاليت‌هاي وي در اين سفر حضور در جلسات تبشيري مسيحيان و مبارزه با اکاذيب آن‌هابود که به اغفال جوانان و نوجوانان  مسلمان مي‌پرداختند. کاشف‌الغطاء وقتي فعاليت‌هاي مبشران مسيحي و چنگ اندازي آنان به مباني اعتقادي مسلمانان را مي‌بيند تصميم مي‌گيرد تا کتابي در ردّ ادعاهاي نادرست کشيشان بنويسد. بدین منظور ایشان با بررسي دقيق و علمي انجيل و حقيقت مسيح از نگاه قرآن و اناجیل و تناقضات و افسانه های آنها و آشنايي با نويسندگان اناجیل  به طور منطقي و ريشه‌اي و مستند اشتباهات و تضادهاي موجود آن را روشن می‌سازد تا خرافات را از چهره مسيح (عليه السلام) و انجيل بزدايد و با روشن‌گري خود از فريب خوردن برخي که آشنايي چنداني با آموزه‌هاي بلند اسلام و چهره حقیقی مسيحيت ندارند و تنها فريفته مزخرفات مبشران مي‌شوند جلوگيري کند.از اين رو دو مجلد کتاب مختصر لکن مهم و پر مغزی را نوشته و جلد نخست آن را در سال 1331‌ه.ق جلد دوم آن را درسال 1346 ق  منتشر کردند.
8. الدروس الدینیّة أو مبادئ الإیمان
اين کتاب را شيخ محمد‌حسين آل کاشف‌الغطا براي محصلين مدارس جديد به صورت خلاصه در اصول و فروع دين و اخلاق و آداب نوشته است بعد‌ها فرزندش شيخ عبد‌الحليم با اضافات و تعليقاتي دو باره منتشر كرده است.
او بارها بر لزوم تغيير در محتواي دروس مدارس جديد و ضرورت فراگيري آداب اسلامي توسط محصلين اين مدارس تاکيد کرده است. گفته‌هاي وي در خطبه مسجد باب السيف کرخ دليل روشني بر اين دغدغه خاطر وي است او در اين خطبه رخوت و سستي ، نداشتن غيرت ديني و روا داشتن تسامح در آداب و احکام ايماني را از ثمرات تحصيل در مدارس مي‌داند، اين اثر را تدارک ديده تا جلو اين بهانه که درسنامه متناسب وجود ندارد را ببندد.
نگارش اين اثر حاصل تفکر بلند کاشف‌الغطاست و به راستي مي‌توان او را در عرصه توجه به مدارس رسمي نيز عالمي فرا عصر خواند.
کاشف‌الغطا انگيزه خود از املاي بحث هاي مطرح شده در اين کتاب را اين گونه نوشته‌اند: «اين دروس را املا نمودم تا آنان که قصد ورود به مدارس جديدي را دارند که داراي سبک نوي هستند، آن را فرا بگيرند.» وي در توضيح اين که چرا اين کتاب را در سه باب تنظيم کرده چنين گفته است: «چون دين مجموعه‌اي از اعتقادات، اعمال و اخلاق است، اين اثر را در سه باب تنظيم کردم.»
باب نخست حاوی 18 درس با عناوين حقيقت ايمان، ايمان صحيح، اثبات صانع، توحيد صانع ونظريه وحدت وجود، عدل اعتقادی، معاد جسمانی، نبوت، صفت پيامبران و أئمه دوازدگانه است.
باب دوم در فروع دين و در قالب 22 درس، از احکام آب گرفته تا بحث خمس را دارد.
باب سوم از هفت درس تشکيل شده و مباحثي چون آداب و اخلاق، دروغ، اسراف، صحت و سلامتي، ميانه روي در غذا خوردن و... را دارد.
مجموع دروس اين کتاب 47 درس است که در مبادي الإيمان به همراه برخي مطالب مرتبط با محتواي اين اثر که ناشر آن‌ها را از کتاب‌هاي ديگر کاشف‌الغطا انتخاب کرده به چاپ رسيده است.
 - مجموعه ای بنام «محاضرات الإمام کاشف‌الغطا الدينيّة» برگرفته از درس (4)کتاب الدروس الدینیه به توضیح ذیل به طور مستقل به چاپ رسیده است:
این مجموعه در بخشهايي با عنوان المحاضرة در هفت قسمت به طور مشخص به چاپ رسیده و در آخر هر محاضره کلمه «يتبع» نوشته شده و از اين معلوم مي‌شود که هنوز ادامه داشته است اما اينکه عاقبت امر به چه انجاميده خبري نداريم:
در المحاضرة الأولي، مسئله دليل عقلي وجوب معرفت صانع را مورد کنکاش قرار داده و در المحاضرة الثانية، دليل سمعي وجوب معرفت صانع را بيان نموده است.
و در المحاضرة الثالثة، مقدمه‌اي براي مبحث اثبات صانع و توحيد تدارک ديده‌اند و در آن تقسيم فلسفي از موجودات از حيث وجود را بيان نموده‌اند
و در المحاضرة الرابعة به استحالة اجتماع وجود واجب ذاتي با وجود غيري پرداخته است.
در المحاضرة الخامسة، وارد بحث اثبات صانع و توحيد شده و در المحاضرة السادسة به بحث صفات و شرح صفت قدرت پرداخته است.
موضوع المحاضرة السابعة؟
این رساله در هفت قسمت در شماره‌هاي متعدد مجله دو هفته‌نامه العدل الإسلامي، در نجف اشرف چاپ و منتشر شده است.
9. الوجیزه في ما یجب علی عامّة المکلّفین من أُصول الدین
رساله‌اي موجز است در بيان مطالب مربوط به اصول دين ‌ است كه در آن بخشي از كتاب الدين و الاسلام انتخاب و تلخيص شده و با عباراتي مناسب در اين رساله به چاپ رسيده است . كاشف الغطاء در بخشي از مقدمه مي نويسد:
وقد جعلتها مقدمة لما کتبناه في المسائل الفرعية و الاحکام الدينية تتميماً للإفادة.
به احتمال قوي مراد از کتابي که در اينجا اشاره شده است وجيزه الاحکام ايشان در احکام تکليفي باشد و کاشف‌الغطا خواسته‌اند اين رساله مقدمه‌اي بر آن کتاب باشد.
کاشف‌الغطا هدف خود را از نگارش اين وجيزه اين گونه بيان کرده‌اند:
«والمهمّ في هذه الوجيزة هو ذکر خصوص ما يوجب الاعتقاد الصحيح وإن حصل منه ما يقدر علي دفع شبه الجاحدين وردّ المعاندين فذاک تفضّل من الله ونعمته وتوسعة من سعة رحمته».
مهندسي ساختار رساله بر اساس يک مقدمه و شش فصل و يک خاتمه بوده که مقدمه نوشته نشده و خاتمه نيز ناقص است. فصل نخست در اثبات صانع، فصل دوم در توحيد صانع، فصل سوم در عدل ، فصل چهارم در نبوت، فصل پنجم در امامت و فصل ششم در معاد است.
ترتيب رساله همان ترتيب محتواي کتاب الدين والاسلام است و مي‌توان مطالب فصل پنجم و ششم اين وجيزه را قرينه بر به نگارش در آمدن بخش امامت و معاد کتاب الدين والاسلام دانست که تا کنون باز‌شناسي نشده و به چاپ نرسيده است.
تاريخ نگارش اين رساله معلوم نيست و به طور کلي مي‌توان از سال 1340ق به بعد دانست و مصنف در مورد مباحث اعتقادي اين رساله در نوشته‌هاي ديگر خود همچون اصل الشيعه و اصولها و الدين والاسلام مطلب نگارشي دارد.
مهمترين مشکل اين نسخه علاوه بر سختي قرائت کلمات به خاطر نوع نگارش، انتقال مکرر متن به حاشيه و اضافه کردن مطلب در حواشي و يا اوراق ديگر است و از آنجا که بسياري از اين انتقال‌ها علامت و رمز و نشانه ندارند به سختي مي‌توان جايگاه دقيق آن را در بحث يافت.
نسخه خطی این اثر در 25 صفحه مكتبة کاشف‌الغطاء نگهداري می‌شود.
اين رساله تا به حال منتشر نشده است در ضمن موسوعه علامه کاشف‌الغطا در بخش کلام ضمن الدروس الدینیة منتشر شده است.
10. حاشية علی رسالة حدوث العالم للإصطهباناتي
این رساله از آثار مرحوم محمد باقر اصطهباناتي استاد فلسفه کاشف‌الغطاء است که نام او در عقود حياتي ذکر شده و در توصيف وي آمده است:
وممّن هاجر من سامراء إلي النجف في تلک البرهة [بعد وفات الميرزا الشيرازي] أيضاً الحکيم الإلهي، والجهبذ الرياضي، الشيخ محمّد باقر الاصطهباناتي الشيرازي وکان من قدماء الحکماء مديد القامة، عظيم الهامة، ذوشيبة بهية و بزة نقية، ينبئک منظره عن مخبره، وتدلّک أعراضه علي شرف جوهره، وقد لازمته والتزمت بالحضور في جملة من العلوم الرياضية والحکمة الإلهية .
و در جايي ديگر به ذکر فهرست نام اساتيد خود پرداخته و نوشته‌ است:
وإليک فهرست أساتيدي في الرياضيات والحکمة والعرفان: الشيخ محمّد باقرالاصطهباناتي: الخلاصة و التشريح و غيرها .
اصطهباناتي در اين رساله موضوع «ربط حادث به قديم» را بررسي كرده و تدوين آن را در پنج مقدمه و سه مقصد انجام داده که در مقصد نخست به تشريح چالش‌ها و در مقصد دوم به حلّ آن پرداخته و مقصد پاياني نظريات حکمايي همچون ميرداماد در قبسات و صدر المتألهين در اسفار را تبيين كرده است.
اين اثر و تعلیقه آن تا كنون منتشر نشده و نسخه آن در فهرست مکتبة الإمام الشيخ محمد ‌الحسين آل کاشف‌ الغطا‌ء العامة در نجف اشرف با شماره 540 با عنوان في الحکمة والفلسفة ثبت شده است.
توجه:لازم به ذکر است غیر از کتابها و رساله های فوق الذکر رساله ها و تعلیقه‌های  دیگری هم به عنوان آثار علامه محمد الحسین کاشف ثبت کرده اند که گزارش دقيقي از کمّ وکيف برخی از اين آثار در دست ما نيست و برخی دیگر در حقبقت تصحیح مختصری از متن بوده،.لذا آوردن آنها از لحاظ حجمی قابل توجه نبوده است مانند:
 رسالة في الحکمه، حاشیة علی الأسفار الأربعة، حاشیة علی شرح الهداية الاثيريّة، حاشية علی العرشية لصدر المتألهین،  حاشيه‌اي بر کلام سيد مرتضي در مورد معناي «بداء الله» منقول در زهر الربيع تاليف سيد نعمت الله جزايري و تعليقه علی کتاب شرح الفوائد الحکميّه از احمد بن زين الدين احسائی.
 


 

 
امتیاز دهی
 
 


مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب

مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب
[Control]
تعداد بازديد اين صفحه: 246
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)


مجری سایت : شرکت سیگما